و رقص علاقهاى وصفناپذير داشت . « 24 » از اينها گذشته ستمكار و كينهتوز و سختكش و خونريز بود . عمال او در ولايات نيز همانند او بودند . « 25 »
چون ابن مرد نيش ديده از جهان فروبست ، بنابر قول ابن صاحب الصلاة سرداران و شيوخ او به اطاعت موحدين درآمدند و پسرش ابو القمر هلال را نيز به اطاعت از موحدين ترغيب كردند . ابو القمر هلال به اشبيليه رفت تا در نزد امير المؤمنين ابو يعقوب يوسف به فرمانبردارى خويش تأكيد ورزد . ابن صاحب الصلاة نيز مىگويد كه ابو الحجاج يوسف برادر ابن مردنيش نيز پيش از مرگ او به موحدين پيوسته بود . « 26 » .
عبد الواحد مراكشى مىگويد كه چون ابن مردنيش در اثناء محاصرهء مرسيه وفات كرد مرگ او را پوشيده داشتند تا برادرش ابو الحجاج يوسف از بلنسيه بيامد و با برادرزادگان خويش به سگالش نشست . رأى همگان بر آن قرار گرفت كه سر به فرمان امير المؤمنين ابو يعقوب يوسف نهند و آن بلاد را به او تسليم كنند . روايت ديگرى مىآورد كه محمد بن سعد بن مرد نيش چون مرگ خود را نزديك ديد ، پسران خود را پيش خواند . او را هشت پسر بود : هلال ابو القمر كه بزرگترين ايشان بود و جانشين او ، و ديگر غانم و زبير و عزيز و نصير و بدر و ارقم و عسكر . و گفت كه ستارهء اقبال اين قوم را در صعود مىبينم . اتباعشان بسيار شده و بيشتر بلاد به اطاعت ايشان درآمده است .
پندارم كه شما را تاب مقاومت در برابر ايشان نباشد بهتر آن است كه خود به ميل و اختيار خود به اطاعت ايشان درآييد تا آنچه بر سر بلاد ديگر آمد بر سر اين بلاد نيايد .
البته المراكشى خود به صحت اين دو روايت يقين ندارد . « 27 »
درهرحال پس از وفات ابن مرد نيش پسرش ابو القمر هلال به فرمان امير المؤمنين ابو يعقوب يوسف درآمد و از مرسيه پايتخت ملك بيرون رفت . خليفه برادر خود السيد ابو حفص را به مرسيه فرستاد تا مراسم تسليم اجرا گردد . چون به شهر نزديك شد مردم
هامش
( 24 ) . ابن الخطيب الاحاطه ج 2 / ص 86 . و اعمال الاعلام ص 260 و 261 .
( 25 ) . ابن الخطيب ، الاحاطه ج 2 / ص 82 .
( 26 ) . ابن صاحب الصلاة ، المن بالامامه برگ 165 .
( 27 ) . المعجب ص 140 .