تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي ) — صفحة 46

مساهمون:

ص٤٦
به استقبالش بيرون آمدند . و او به شهر درآمد و مردم را موعظه كرد كه گردن به فرمان خليفه نهند و آنان را به نيكى و رفع ظلم وعده داد . هلال در آغاز ماه رمضان سال 567 ه به اشبيليه رفت . اكابر و اعيان دولت شرق همراه او بودند . برادر خليفه ابو زكريا يحيى صاحب بجايه و ابو ابراهيم اسماعيل و مشايخ موحدين از او استقبال كردند . خليفه نيز در قصبهء عتيقه به پيشبازش آمد . هلال پيش‌رفت و در حضور برادران خليفه و مشايخ موحدين دست بيعت داد . خليفه او را در قصر ابن عباد و خانه‌هاى متصل به آن جاى داد و غرق در عطوفت و اكرام خويش ساخت . روز بعد سران و سرداران شرق پيش آمدند ، بر مقدمه شيخ ايشان ابو عثمان سعيد بن عيسى بود . آنان نيز بيعت كردند . و از خليفه خواستند كه به جهاد در بلاد مجاورشان ، بلاد مسيحيان ، اقدام كند و شهر وبذه را هدف نخستين حمله معين كردند ، زيرا از استحكامات چندانى برخوردار نبود . خليفه وعده داد كه چنان خواهد كرد . « 28 » ابن الخطيب بدين مناسبت روايتى نقل مىكند كه چون ابن مردنيش را مرگ فرارسيد ، دشمن خود خليفه ابو يعقوب يوسف را وصى خود قرار داد و زن و فرزند خود را به او سپرد . چون ابو يعقوب يوسف ماجرا بشنيد به رقت آمد و زائده دخت ابن مردنيش و نوهء ابن همشك را كه زنى سبزچشم و زرين‌موى و خوبروى بود به همسرى برگزيد . اين ازدواج در ماه ربيع الاول سال 570 ه انجام گرفت . زائده بعدا محبوب‌ترين و بانفوذترين زنان او شد . چنان كه مردم همه‌جا از عشق خليفه به زن سبزچشم مرد نيشى سخن مىگفتند . صفيه خواهر زائده را نيز پسر و ولىعهدش امير ابو يوسف يعقوب به زنى گرفت « 29 » . خليفه با خاندان مرد نيش بر سر لطف آمد و دولت ايشان را در شرق برپاى نگهداشت . پس ابو الحجاج يوسف بن سعد را امارت بلنسيه و اطراف آن داد و غانم بن محمد بن مرد نيش را سردار سپاه سبته گردانيد و هلال را در نزد خود نگهداشت . هلال در كنف حمايت خليفه در عين عزت و كرامت زيستن گرفت . « 30 » ابراهيم ابن همشك كه خروج او بر ضد هم‌پيمان و
هامش
( 28 ) . ابن صاحب الصلاة ، المن بالامامه ، برگ 165 ب 166 الف . ( 29 ) . المراكشى ، المعجب ص 140 . ( 30 ) . ابن الخطيب اعمال الاعلام ص 271 .
تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي ) — صفحة 46 | عبد المحمد آيتى / محمد عبد الله عنان