تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي ) — صفحة 42

مساهمون:

ص٤٢
موحدين و عربها به سردارى شيخ ابو عبد اللّه بن ابى ابراهيم به شهر بسطه فرستاد . بسطه به زودى فتح شد و سپس جزيرهء شقر در جنوب بلنسيه به زعامت عميدشان ابو بكر احمد بن محمد بن سفيان المخزومى به اطاعت درآمد و مسيحيانى را كه در آنجا بودند طرد كردند . اين ابو بكر احمد مردى از خاندان اصيل عربى بود . زاهد و نيكوكار و اديب و شاعر . چون اوضاع ابن مرد نيش را پريشان و فشار موحدين را بر پايتخت او فراوان يافت به اطاعت موحدين درآمد ، بلاد مجاور نيز به دو پيوستند . ابن مرد نيش برادر خود ابو الحجاج يوسف بن سعد نايب خود در بلنسيه را به جنگ او برگزيد . ابو الحجاج جزيرهء شقر را در محاصره آورد . اين واقعه در نيمهء شوال سال 566 ه بود . محاصره دو ماه مدت گرفت و ابو بكر احمد بن محمد بن سفيان تا توانست پايدارى ورزيد . ابن مرد نيش پىدرپى لشكر مىفرستاد و محاصره را شدت مىبخشيد . در اين هنگام رسولان جزيره نزد السيد ابو حفص كه در نزديكى مرسيه بود آمدند و از او يارى طلبيدند او نيز سردار پيشين ايشان ، ابو ايوب يوسف بن هلال را بر آنان والى ساخت و همراه رسولان بفرستاد . ابو ايوب بن هلال جزيره را بگرفت و در ضبط آورد و يك ماه در حمايت خود بداشت . تا آنگاه كه ابن مردنيش بيمار شد و به مرسيه بازگرديد و محاصرهء جزيره نيز بشكست « 15 » . در اين‌حال كه موحدين در برابر مرسيه لشكرگاه برپا كرده بودند ، ابن مرد نيش هر بار از شهر بيرون مىتاخت و با محاصره‌كنندگان جنگى كرده بازمىگرديد . برادرش رئيس ابو الحجاج يوسف بن سعد عهده‌دار دفاع از بلنسيه و حوالى آن بود . در روايتى آمده است كه ابو الحجاج بر برادر خروج كرد و به موحدين پيوست و « 16 » يك سال پيش از مرگ برادر به آيين آنان درآمد . و در روايت ديگر آمده است كه چون هجوم حوادث را بر بلنسيه مشاهده كرد ، به نام بنى عباس خطبه خواند و با خليفه المستنجد باللّه باب مكاتبه گشود . المستنجد نيز براى او منشور امارت فرستاد . سپس در سال 566 ه با
هامش
( 15 ) . ابن الابار ، الحلة السيراء ص 237 . ( 16 ) . ابن الخطيب اعمال الاعلام ص 271 .