اين اعمال در روحيهء مردم تاثيرى ناپسند داشت و سبب شد كه ساكنان شرق اندلس از رياست او ملول شوند و آرزوى زوال دولت او نمايند .
اما عامل دوم در تضعيف قواى ابن مردنيش خروج سرداران و وزراى او به خلاف او بود . پدرزنش ابراهيم ابن همشك از او ببريد و به موحدين پيوست ، و اين بدون شك ضربهاى بر پيكر او و دولت او بود . ابن همشك دست راست او بود و با وجود آنكه مردى سختدل و وحشتانگيز و خونريز بود ، يكى از بزرگترين سرداران اسپانياى مسلمان در اين عصر به شمار مىآمد . جز ابن همشك جمعى از خويشاوندان و وزراى او نيز به مخالفتش برخاستند . يكى از آنها دامادش ابو ايوب يوسف بن هلال بود . ابن مرد نيش را از دلاوريها و دورانديشيهاى او خوش آمده بود و رياست دژ مطرنيش ، نزديك بلنسيه و اراضى اطراف را به او داده بود ، اما ابو ايوب يوسف ابن هلال بر او عصيان كرد و به مورتله ( مورادال ) رفت و با امير برشلونه پيمانى بست كه در تحت حمايت او قرار گيرد .
امير نيز لشكرى در اختيارش گذاشت كه بر حوالى بلنسيه حمله كند . ابو ايوب يوسف ابن هلال چند دژ را نيز تسخير كرد و ابن مرد نيش را منهزم ساخت . قضا را روزى به دست يك گروه از سپاهيان ابن مرد نيش كه به مورتله آمده بودند اسير شد . ابن مرد نيش گفت يا مورتله را به او سپارد يا چشم راستش را برخواهد كند . يوسف ابن هلال نپذيرفت و ابن مردنيش چشم راستش را بركند و چون چندى برآمد و او همچنان پيشنهاد ابن مردنيش نپذيرفت چشم ديگرش را هم بركند . يوسف ابن هلال به شاطبه رفت و در آنجا بماند تا بمرد . « 13 » اين گونه اعمال از ابن مرد نيش فراوان سرمىزد .
در ماه رجب سال 566 ه / مارس 1171 م السيد ابو حفص و برادرش ابو سعيد و شيخ ابو حفص عمر با سپاه موحدين از اشبيليه بيرون آمدند . ابراهيم بن همشك نيز در اين لشكر بود . چون به قرطبه رسيدند ، چندى درنگ كردند تا آخرين نقشههاى جنگى خود را بررسى كنند . سپس از قرطبه عازم شرق شدند تا به مرسيه روند . نخستين رويارويى در شهر قيجاطه « 14 » واقع شد ، در شرق جيان ، ميان جيان و لورقه . شهر را پس از
هامش
( 13 ) . ابن الخطيب اعمال الاعلام ص 260 ، 262 .
( 14 ) . به اسپانيايىadaseuQ