عامل نخست ، يعنى دوستى با مسيحيان براى ابن مرد نيش كه موقعيتى خاص داشت و بر ضد موحدين قيام كرده بود ، امرى طبيعى بود . قيام او بر ضد موحدين ، علاوه بر اطماع سياسى او ، علل ملى و ميهنى نيز داشت و اين همان علل بود كه پيش از اين سراسر بلاد اندلس را بر ضد مرابطين به شورش واداشت . اكنون مبارزه ابن مرد نيش با موحدين دنبالهء همان قيام ملى و ميهنى بود و مسيحيان متحدين و همپيمانان طبيعى ابن مردنيش بودند كه با متجاوزانى كه از آن سوى دريا آمده بودند مىجنگيدند و ابن مردنيش براى جذب مسيحيان بهسوى خود از اهميت اين عامل غافل نبود .
ابن مردنيش از آغاز با امراى اسپانياى مسيحى روابط مودتآميز داشت . چون رامون برنگر چهارم پادشاه قطلونيه و آراگون درگذشت و پسرش آلفونسوى دوم به پادشاهى آراگون متحد رسيد ، اوضاع دگرگون شد و بدان سبب كه از ابن مرد نيش جزيه مطالبه مىكرد روابطشان تيره گرديد . تيرگى روابط ميان پادشاه آراگون و ابن مردنيش به حدى رسيد كه پادشاه آراگون سرداران و سپاهيانش را به آوردگاه فحص الجلاب فرستاد تا موحدين دشمنان ابن مرد نيش را يارى رسانند « 11 » . چندى بعد روابط ابن مردنيش و آراگون با دخالت پادشاه قشتاله روى به بهبود نهاد . ابن مردنيش تعهد كرد كه به آلفونسو جزيه بپردازد . آلفونسو هم متعهد شد كه به هيچ روى موحدين دشمنان ابن مرد نيش را يارى نرساند .
اما روابط ابن مردنيش و آلفونسوى هشتم به پايهاى از مودت و صفا بود كه يك پادگان بزرگ از قواى قشتاله در بلنسيه استقرار داشت . اينان چنان راهها را سد مىكردند و جايها را بر مردم تنگ ، كه بسيارى از مردم شهر به ديههاى اطراف رفتند ، در حالىكه بر امير مسلمان خود كه اينسان مسيحيان را بر خانهها و بازارهايشان كشانيده بود ، خشمگين بودند . بعضى مىگويند كه ابن مردنيش خود مردم را از شهر به ديههاى اطراف فرستاد تا جا براى پادگان مسيحيان باز شود . « 12 » نگهدارى اين پادگان بزرگ مسيحى سبب شد كه براى تأمين هزينه آن بر مسلمانان باج و خراجها بندد . همهء
هامش
( 11 ) .. 245 . P , ebarA aicnalaV : srabI . P . A( 12 ) . الحلة السيراء ص 236 .