سلطان ابو يوسف از اين پس بارها به اندلس لشكر كشيد تا به نداى ابن الاحمر صاحب غرناطه پاسخ دهد و خود به جهاد رود . ابو يوسف در اين جنگها پيروز بود ولى روابط او با ابن الاحمر گاه دوستانه بود و گاه دشمنانه و ما در كتاب خود نهاية الاندلس [ جلد پنجم اين كتاب ] به آن پرداختهايم . البته بنى مرين نيز چون مرابطين و موحدين به عزم جهاد به اندلس لشكرى بردند ولى در زمانى كه فرصت از دست رفته بود و ديگر از اندلس اسلامى جايى باقى نمانده بود جز مملكت غرناطه آخرين ممالك اسلامى در اندلس . با اين همه به مدت هشتاد سال بنى مرين بزرگترين ياور غرناطه در مبارزهاش بر ضد اسپانياى مسيحى بودند . در واقع اگر بنى مرين نبودند و پيوسته به شبه جزيره اندلس لشكر نمىبردند دولت غرناطه از عمرى اينچنين طولانى برخوردار نمىگرديد ، و نمىتوانست پس از انقراض اندلس بزرگ مدت دو قرن به حيات خود ادامه دهد .
سلطان ابو يوسف يعقوب المرينى براندازندهء دولت موحدى ، پس از فتوحات شگرف خود در سراسر مغرب و لشكركشى به اندلس در جزيرة الخضراء جهان را بدرود گفت .
در محرم سال 685 ه / مارس 1285 م . به سبب پيروزيهاى درخشانى كه در اندلس نصيبش گرديد او را المنصور بالله لقب نهادند . « 15 »
3
با انقراض دولت موحدى اساس آن كاخ شامخ قبيلگى كه تكيهگاه دولت آنان بود نيز فروريخت . اين قبايل به دو مجموعه تقسيم مىشدند : يكى قبايل مصامده و ديگرى قبايل موحدى . مجموعهء نخست شامل قبايل هسكوره و دكاله و هيلانه و حاحه و غير آن
هامش
( 15 ) . در باب جهاد ابو يوسف و غزوات او در اندلس به كتاب نهاية الاندلس و تاريخ العرب المنتصرين [ جلد پنجم اين كتاب ] مراجعه كنيد .