تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي ) — صفحة 446

مساهمون:

ص٤٤٦
بود ، از قبايل مصامده هسكوره از ديگر قبايل بزرگتر بود و بطون بيشتر داشت . از بطون آن قبيلهء جنفيسه يا كنفيسه بود . هسكوره از حيث كثرت افراد در ميان قبايل دولت موحدى مكانى درخور توجه داشت . ولى مردمش خوى بدوى داشتند و به زندگى شهرى عادت نداشتند . بلكه همچنان در كوهستان بلند اطلس در جنوب شرقى مراكش تا حوالى سوس اقصى گسترده بودند . چون بنى مرين بر دولت موحدين غلبه يافتند . و رسم آن برافكندند هسكوره را نيز سركوب كردند و بر آنان باج و خراج گران نهادند . آنان نيز در كوهستانهاى خود انزوا گزيدند و به خدمت دولت جديد درنيامدند . و چون بنى مرين بر سرشان لشكر مىبردند با پرداخت مالى گزاف آنان را بازمىگردانيدند . بنابراين از نوعى استقلال محلى برخوردار بودند . ديگر قبايل مصامده كه در غرب مراكش بودند چون دكاله و هيلانه و حاحه نيز از چنين استقلالى نصيب داشتند . منازلشان به سوى غرب تا سواحل اقيانوس اطلس گسترده بود . « 16 » اما مجموعهء دوم از قبايل موحدين تشكيل مىشد . منازل اينان در نزديكى مراكش بود از اين مجموعه هفت قبيله بدان سبب كه پيش از ديگران به دعوت المهدى گرويده بودند و پيش از آنكه كارش بالا گيرد يا به عبارت ديگر پيش از فتح مراكش در راه پيروزى او فداكارى كرده بودند ، بر ديگر قبايل برترى داشتند . اين هفت قبيله نيز به مصامده انتساب داشتند و عبارت بودند از هرغه قبيلهء امام المهدى و هنتاته و تينملّل - كه همراه با هرغه در آغاز كار با المهدى بيعت نمودند - و جنفيسه و هزرجه و جدميوه ( كدميوه ) و وريكه . به اين هفت قبيله يك قبيلهء ديگر ملحق مىشود ( قبيلهء هشتم ) كه قبيلهء خليفه عبد المؤمن بن على بزرگترين اصحاب المهدى است . اين هشت قبيله به سبب سبقت در بيعت و ايثار در راه مهدى صاحب مناصب و مقامات مهم بودند . چون دولت موحدى منقرض شد كار آنان نيز روى به ضعف نهاد و در زمرهء رعاياى
هامش
( 16 ) . تاريخ ابن خلدون ، ج 6 / ص 264 .