عادى درآمدند . « 17 »
قبيلهء هرغه - قبيلهء مهدى - اندكى پس از سقوط دولت موحدى به كلى حيثيت و اعتبار و نفوذ خود را از دست داد . قبيلهء تينملل هم كه مهدى در ميان ايشان فرود آمده بود و خانه و مسجد خود را در آنجا ساخته بود و همواره صاحب مقامات و عناوين دولتى بودند به سرنوشت قبيلهء هرغه دچار شدند و خود در زير سلطهء ديگر زعماى مصامده قرار گرفتند .
قبر المهدى در نزد آنها بود و آن تا زمانى كه ابن خلدون تاريخ خود را مىنوشته يعنى حوالى سال 780 ه مورد تعظيم و تكريم مردم بوده است . و در آنجا قاريان به تلاوت قرآن مشغول بودهاند و حاجبان و حافظان داشته و مردم از اطراف به زيارت مىآمدهاند و نذورات و صدقات مىدادهاند . مردم تينملّل و اكثر مصامده اعتقاد جازم داشتهاند كه المهدى بازمىگردد و دولت او در مشرق ظهور مىكند و دنيا را كه پر از جور و ظلم شده پر از عدل و داد مىكند . « 18 »
اما هنتاته بيش از ديگر قبايل موحدين در كارهاى رزمى و سياسى دخالت داشت .
زعيم اين قبيله شيخ ابو حفص عمر بن يحيى الهنتاتى يكى از اصحاب عشره نخستين بود و در نزد المهدى مقامى ارجمند داشت . پسرانش نيز مهمترين مناصب دولتى را اشغال كرده بودند . زعيم اين قبيله در عصر الناصر ، شيخ ابو محمد عبد الواحد بن ابى حفص بود . همان كه در ولايت افريقيه غلبه يافت و دولت حفصيه را به وجود آورد . چون دولت موحدين انقراض يافت هنتاته در موطن قديم خود در جبال درن ، در نزديكى مراكش ، باقى ماندند و در ايام بنى مرين از قبايل فرمانبردار دولت بودند . از سوى بنى مرين كسانى را بر آنان امارت مىدادند تا به جمعآورى باج و خراج پردازند .
قبيلهء جدميوه تابع هنتاته و تينملل بود . كوهستانشان در جوار كوهستان هنتاته بود . پس از انقراض موحدين آنان نيز برخى به اطاعت بنى مرين درآمدند و برخى از
هامش
( 17 ) . تاريخ ابن خلدون ، ج 6 / ص 266 .
( 18 ) . تاريخ ابن خلدون ، ج 6 ص 267 .