تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي ) — صفحة 389

مساهمون:

ص٣٨٩
سرگردانى و پريشانى بود و هرگز فرصت نيافت كه جامهء خلافت بر تن راست كند . يحيى مردى ناتوان بود و هميشه آلت دست ياران خود و در اين مدت هيچ كار مهمى نكرد .

3

در اوايل سال 634 الرشيد از فاس به مراكش بازگرديد . سال صلح و آرامش بود . عمال نواحى را برگزيد . موحدين نيز سر و سامان يافتند و به كشت اراضى و بهره‌جويى از يك زندگى راحت و آسوده پرداختند . در اين سال حادثه‌اى رخ داد كه ابو محمد بن وانودين والى درعه توانست بر سجلماسه استيلا جويد . سجلماسه از اطاعت بيرون آمده بود . زيرا الرشيد چون از سجلماسه بيرون آمد يوسف بن على تينمللى را امارت سجلماسه داد . او نيز يكى از نزديكان خود را به نام يحيى بن ارقم بن مردنيش ، به اداره شهر برگزيد . يكى از صنهاجيان يحيى بن ارقم را كشت . پسر او ارقم بن يحيى بر شهر استيلا جست و به‌جاى پدر نشست . ارقم را بيم آن بود كه الرشيد عزلش كند ، از اين‌رو ادعاى استقلال كرد و همچنان ابو محمد بن وانودين در شهر بود . عاقبت او را وادار كرد تا دست از عصيان برداشت و شهر را بازپس داد و الرشيد نيز او را عفو كرد . « 12 » خليفه الرشيد بار ديگر از مراكش به فاس آمد و شيخ ابو محمد بن ابى ابراهيم را به جاى خود در مراكش نهاد . در فاس رسولان بنى مرين به نزد او آمدند ، خليفهء موحدى به فراست دريافته بود كه كار آنان بالا خواهد گرفت ، از اين‌رو رسولان را نيكو اكرام كرد و جوايز و صلات داد .
هامش
( 12 ) . تاريخ ابن خلدون ج 6 / ص 256 . البيان المغرب ، ص 331 .