تا دشت الشرف را كه در جنوب اشبيليه گسترده شده بود در تصرف آرد . و نيز قواى مشترك غرناطه و قشتاله و شواليههاى قلعهء رباح را به جنوب فرستاد براى تخريب دشت شريش . در اين هنگام براى فرناندو خبر آوردند كه مادرش مرده است . پس پايان نبرد را اعلام كرد . فرمانرواى غرناطه ، ابن الاحمر با قواى خود به قرطبه رفت و از آنجا به جيان ، تا زمستان را در آنجا بگذراند .
اين مرحلهء اول فتح اشبيليه بود . در اثناى اين احوال امير البحر رامونبونيفاس در ثغور كانتابريا ناوگان نيرومندى بسيج كرده بود ، همه دريانوردان و سربازان و آذوقه .
فرناندوى سوم از پاپ فرمانى تحصيل كرده بود كه كليساى قشتاله و ليون ثلث درآمد خود را به هزينهء جنگى او اختصاص دهند و چون اين وسائل مهيا گرديد فرناندو به قرطبه رفت و آن پايگاهى بود كه لشكركشى خود را در سال 1247 م از آنجا آغاز كرده بود . جماعات شواليههاى دينى و قواى ليون و بطليوس در آنجا گرد آمدند .
فرناندو بخشى از قواى خود را به قرمونه گسيل داشت . قرمونه دژ مدافع اشبيليه در شمال شرقى آن بود ، و در آنجا كشتار و تاراج و ويرانى بسيار به بار آورد . در روايات مسيحى آمده است كه قواى غرناطه هم جزء قوايى بود كه به قرمونه اعزام گرديد و اين به معنى شركت ابن الاحمر است در فتح اشبيليه . « 11 » البته در روايات اسلامى وجود سپاه ابن الاحمر در فتح اشبيليه تأييد شده است « 12 » . قرمونه كه در برابر سپاه عظيم قشتاله دفاع را بيهوده مىدانست ، پيشنهاد كرد كه پس از شش ماه اگر از جايى مددى براى او نرسيد تسليم گردد . پادشاه قشتاله قبول كرد . فرناندو رهسپار اشبيليه شد . در راه لوره را به امان بستد و مردمش به اطاعت درآمدند . سپس قنطلانه « 13 » را تصرف كرد . اين شهر در شمال اشبيليه بر ساحل وادى الكبير بود . از مردم قنطلانه هفتصد تن را به اسارت بردند . سپس آهنگ غليانه « 14 » نمودند . مردم غليانه كه از حوادث قنطلانه عبرت گرفته
هامش
( 11 ) .. 947 . P . II . V ) ladip . dE ( lareneG acinorC( 12 ) . ابن خلدون ج 7 / ص 190 .
( 13 ) . به اسپانيايىanallitnaC( 14 ) . به اسپانيائىanelliuG