خوشبختانه مردم اشبيليه توانسته بودند محصولات خود را درو كنند و به شهر برند . از اينرو شهر از حيث آذوقه در مضيقه نبود . در روايات مسيحى از قدرت دفاعى اشبيليه مطالب بسيار آمده ولى در روايات اسلامى چندان تفصيلى ديده نمىشود . تنها از چند تن از سرداران كه در اين محاصرهء پانزده ماهه كروفرى داشتهاند چون شقاف و يحيى بن خلدون و ابن شعيب و مسعود بن خيار نام برده شده است .
محاصرهء اشبيليه در اواسط اوت سال 1247 م / جمادى الاول سال 645 ه آغاز شد . قواى قشتاله و ليون و جليقيه و ديگران هريك بخشى از منطقه محاصره را اشغال كرده بودند . لشكرگاه فرناندو بر ساحل رود وادى الكبير بود ، نزديك به ناوگان ولى در اثر حملات مسلمانان مجبور شد مكان استقرار خود را نزديكتر ، به بلاطه برد ، تا ناوگان مسيحى وارد رودخانه شوند . در روز بيستم اوت اشبيليه از همه طرف در محاصرهء دشمن درآمد . از حوادث دردناك وجود ابن الاحمر در رأس سواران خود در كنار قواى مسيحى بود . سواران ابن الاحمر با سواران شنتياقب در جنوب حصن الفرج استقرار يافته بودند . ابن خلدون اين عمل نابكارانهء ابن الاحمر را چنين توجيه مىكند كه او مىخواست بدينگونه از مردم اشبيليه انتقام كشد ، زيرا بيعت او نقض كرده و او را از شهر خود بيرون رانده بودند « 17 » . با وجود اين محاصره ، به روايت مورخان مسيحى باز هم برخى گشتيهاى مسلمانان در آمدوشد بودند و از سبته و طنجه به وسيله پلى كه بر بخشى از نهر وادى الكبير زده بودند به اشبيليه مدد مىرسانيدند و چون شهر از حيث آذوقه و سازوبرگ هنوز در تنگنا نيفتاده بود ، دلاورانه مىجنگيد و بر قواى دشمن تلفات وارد مىآورد . در يكى از حملهها شواليههاى قنطره و قلعهء رباح كشتههاى بسيار دادند حتى مسلمانان يكبار مقر پادشاه را مورد حمله قرار دادند ولى با دفاع ولىعهد آلفونسو و انفانتانريكى مواجه شدند و با دادن تلفاتى به شهر بازگرديدند .
در خلال محاصرهء اشبيليه مسيحيان به روستاها و مزارع مجاور حمله مىكردند و
هامش
( 17 ) . تاريخ ابن خلدون ج 7 / ص 190 .