تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي ) — صفحة 361

مساهمون:

ص٣٦١
تجديد روابط دوستانه كردند ولى فرناندو نپذيرفت و تصميم گرفت كه از قاتلان ابن الجد انتقام بگيرد . موقعيت هم براى يك حمله مناسب بود زيرا ممكن نبود براى اشبيليه از جايى برفور يارى رسد . مملكت غرناطه خود فرمانبردار قشتاله بود و به موحدين هم اميدى نبود ، زيرا اشبيليه بارها با آنها بيعت كرده بود و بيعت شكسته بود و به دولت حفصيه در افريقيه كه مردم اشبيليه عمال او را از شهر بيرون رانده بودند ، نيز اميدى نبود . اشبيليه به ناچار تن به جنگ داد « 10 » . اشبيليه بزرگترين شهرهاى اندلس بود با جمعيت بسيار و ثروت و ذخاير بىحساب ولى فتح آن كار آسانى نبود و نياز به سازوبرگ فراوان داشت . حتى محاصرهء شهر نيز به دشوارى ميسر بود زيرا از يك‌طرف از راه رود وادى الكبير به دريا راه داشت و مىتوانست از مغرب آذوقه وارد كند . آلفونسو براى آنكه در محاصره موفق شود نخست همهء دژهاى خط مقدم را تصرف كرد سپس همهء مزارع و دشتهاى سرسبز آن را به نابودى كشيد و سرانجام ارتباط آن را با دريا قطع كرد . فرناندو پس از مشورت با اكابر سرداران ، محاصرهء شهر بزرگ را آغاز كرد . در پائيز سال 1246 م / اوايل سال 644 ه با بخشى از سپاه خود بويژه از شواليه‌هاى شنت‌ياقب و شواليه‌هاى قلعهء رباح و سپاه قرطبه ، رهسپار اشبيليه شد . از مقابل قرمونه از رود وادى الكبير گذشت و مزارع و روستاهاى آن منطقه را ويران ساخت و شمارى از مسلمانان را اسير كرد . در نزديكى قرمونه ابن الاحمر نيز با پانصد سوار بر طبق قراردادى كه با او داشت به او پيوست . قواى مشترك به سوى جنوب به سوى قلعهء جابر ، دژ جنوب شرقى اشبيليه روان شدند . ابن الاحمر پادگان مسلمان آن دژ را وادار كرد كه به خاطر پرهيز از خونريزى و حفظ اموال و ارزاق تسليم شوند و تسليم شدند . فرناندو يك پادگان مسيحى در آنجا مستقر ساخت . فرناندو بخشى از قواى خود را به سردارى برادرش دون‌آلفونسو و بلاىكوريا فرمانده شواليه‌هاى شنت‌ياقب فرستاد
هامش
( 10 ) .. 101 001 . P , dibi : zelaznoG . J
تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي ) — صفحة 361 | عبد المحمد آيتى / محمد عبد الله عنان