تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي ) — صفحة 347

مساهمون:

ص٣٤٧

3

چون ابو جميل وطن قديم و مقر رياست خود و نياكانش بلنسيه را به خايمه فاتح قشتالى تسليم كرد ، از آنجا بيرون آمد . امير زيان با زن و فرزند نخست به جزيرهء شقر در ساحل جنوبى رود شقر پناه برد و ابن الابار وزير او با زن و فرزند خود به تونس رفت . ابو جميل زيان از مردم شقر براى امير ابو زكريا الحفصى صاحب افريقيه بيعت گرفت ولى هنوز جاى گرم نكرده بود كه آراگونيها برسيدند و شهر را محاصره كردند . زيرا شقر جزء پيمان صلح نبود و آن پيمان فقط دانيه و قلييره را شامل مىشد . امير زيان مجبور شد از شقر به دانيه رود و اين در ماه رجب سال 636 چند ماه پس از سقوط بلنسيه بود . امير زيان در آنجا به نام امير ابو زكريا الحفصى خطبه خواند . مسيحيان چندى از حمله و هجوم به اراضى آن منطقه دست بازداشتند . و در خلال آن امير ابو جميل زيان از خايمه خواست كه دژ لقنت را از او بستاند و جزيرهء منورقه را بر سبيل اقطاع به او دهد . خايمه پوزش خواست كه لقنت در قلمرو او جاى نخواهد گرفت . بلكه در قلمرو قشتاله است . « 11 » ديگر آنكه در اين هنگام ابو عثمان سعيد بن حكم الاموى بر منورقه فرمان مىراند و او تحت حمايت خايمه بود و هر ساله مبلغى مىپرداخت . در اين هنگام نظر امير زيان متوجه مرسيه شد . مرسيه در ايام ابن هود مقر رياست او بود و چون ابن هود در المريه بمرد ( جمادى الاول سال 635 ه ) مردم مرسيه با پسرش ابو بكر بن محمد بن يوسف بن هود بيعت كردند و او الواثق لقب يافت ولى عمش على بن يوسف پس از اندكى او را برافكند و به نام خود خطبه خواند و خود را عضد الدوله ناميد . رياست عضد الدوله هم دوامى نيافت . زيرا عميد مرسيه و بزرگ علماى آن فقيه ابو بكر عزيز بن عبد الملك بن محمد بن الخطاب بر او بشوريد و او را از شهر اخراج كرد و خود دعوى فرمانروائى نمود و ضياء الدوله لقب يافت . پس از چند هفته بلنسيه سقوط كرد و مردم مرسيه و ديگر شهرها بيمناك شدند . جماعتى از مردم شهر چنان ديدند كه امير زيان را
هامش
( 11 ) .. 88 . P . VI . T , dibI : etneufaL . M
تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي ) — صفحة 347 | عبد المحمد آيتى / محمد عبد الله عنان