و نمايندگان جماعات دينى و اجتماعى به شهر بلنسيه درآمدند . علم آراگون بر فراز بلندترين برجها نصب شد و در حال مساجد به كليسا تبديل گرديد و همه قبور مسلمانان را نابود كردند . خايمه چند روز در شهر ماند تا خانهها و اموال آن را ميان روحانيان و اشراف و شواليهها برحسب شركتى كه در فتح داشته بودند تقسيم كرد . اين سهم به فرزندان آنان نيز به ارث مىرسيد . مسيحيان از اطراف براى سكونت در شهر بيامدند و به تعمير خرابيها پرداختند . بسيارى از مسلمانان نيز در شهر ماندند تا به راه سرنوشت تازهء خود بروند .
بدينگونه بلنسيه پس از پانصد و بيست و پنج سال كه از آن مسلمانان بود به دست مسيحيان افتاد .
سقوط بلنسيه در روحيهء شعرا و نويسندگان اندلس اثرى دردناك گذاشت ، آنسان كه سقوط طليطله گذاشته بود . بسيارى قصايد و نامهها و رسالههاى پرسوزوگداز در رثاى آن سروده و نوشته شد . بيشتر اين شعرا و نويسندگان در آن روزهاى سخت در بلنسيه بودند ، چون ابو عبد الله بن الابار و ابو المطرف بن عميرة المخزومى و ابو عبد الله بن الجنان كه هرسه از دبيران امير بلنسيه ابو جميل زيان بودند .
چون بلنسيه و شهرهاى نزديك آن به دست مسيحيان افتاد . بسيارى از مردم آن به ديگر شهرهاى اندلس در مشرق و جنوب و منطقهء وسطا مهاجرت كردند . بسيارى نيز از دريا گذشتند و به مغرب رفتند و در آن نواحى سكنى گزيدند . از جمله نامهاى در دست است به تاريخ بيست و يكم ماه شعبان سال 632 ه كه در آن خليفهء موحدى الرشيد مهاجران بلنسيه و جزيرهء شقر و شاطبه و ديگر كسانى را كه از شرق اندلس آمده بودند اجازه داده كه در رباط الفتح فرود آيند و در منازل و اراضى آن سكونت جويند و به زراعت و كسب و كار پردازند . « 10 » .
هامش
( 10 ) . نسخهء خطى زواهر الفكر در كتابخانه اسكوريال شماره 518 الغزيرى و شماره 520 ديرنبور ، برگ 115 الف و 116 الف .