در آنجا نهد . در روايات اسلامى تاريخ اين سفارت را سال 639 ه / 1241 م نوشتهاند كه با آنچه مورخين مسيحى نوشتهاند توافق دارد . « 14 »
پادشاه قشتاله فرناندوى سوم در اين روزها بيمار بود و در برغش مىزيست ولى پسر و ولىعهدش انفانت آلفونسو در طليطله بود . سفيران مرسيه به نزد وليعهد رفتند و او خبر به پدر داد و پدر با پيشنهاد آنان موافقت كرد . انفانت آلفونسو با شمار اندكى از سواران به مرسيه رفت در كرس با نمايندگان مرسيه ملاقات كرد و با آنان معاهدهء تسليم را منعقد ساخت . آنگاه با احمد بن محمد بن هود به شهر درآمد . اين معاهده در ماه شوال سال 640 ه / دوم آوريل سال 1243 م بسته شد . « 15 » از سوى قشتاله گروهى از سپاهيان در مرسيه استقرار يافتند و بر بعضى از دژهاى تابع آن مستولى شدند . امير مرسيه بر لقنت و اوريوله والش و بعضى اماكن ديگر كه در ضمن اعمال مرسيه بود سيادت تامهء خود را حفظ كرد ولى لورقه و موله و قرطاجنه كه از اعمال مرسيه بودند مدتى استقلال خود را حفظ كردند تا در سال 1245 م قشتاليان آن را به تصرف درآوردند . اما مرسيه مدتى در تحت فرمان والى خود بهاء الدوله بود . چون او بمرد پسرش ابو جعفر احمد بر آن فرمان راند ولى در حمايت پادشاه قشتاله بود . والى مرسيه در نزد مسيحيان به ملك مرسيه شهرت داشت . و اين شگفتانگيز است كه مملكت مرسيهء اسلامى پس از سقوط بلنسيه در حالىكه مسيحيان از ناحيهء لقنت والش و ديگر جايها بر آن اشراف داشتند تا مدتى توانست استقلال خود را حفظ كند . شايد به اين علت بود كه در بلنسيه بر ضد آراگونيها همواره اغتشاش بود . و مسلمانان ساكن بلاد مسيحى ( مدجنين ) در بلنسيه و شاطبه و مربيطر و قسطلونه و غير آن قيام كرده بودند و مىخواستند به نيروى اسلحه استقلال خود را از نو فراچنگ آرند . حتى توانسته بودند در سال 1254 م چند دژ مهم را نيز تسخير كنند . از سوى ديگر مملكت غرناطه قويدست شده بود . اين مملكت را
هامش
( 14 ) . الذخيرة السنيه ، ص 64 و نيز :88 . P , dibI : zelaznoG . J( 15 ) . ابن الابار در التكمله شرححال شمارهء 1671 چنين گويد ولى المقرى گويد كه اين واقعه در شوال سال 639 ه ( 11 آوريل 1242 ) اتفاق افتاده است . نفح الطيب ج 2 / 585 .