قواى خود در حركت آمد ، ديگران نيز از پى درآمدند . تا اين خبر به فرناندوى سوم پادشاه قشتاله رسيد - در نونتى نزديك ليون بود - مجلس مشاورهء خود را تشكيل داد .
وزرا و مشاوران صلاح نمىدانستند زيرا پادشاه با ابن هود پيمان صلح بسته بود و قرطبه در قلمرو ابن هود بود . از سوى ديگر قرطبه شهرى عظيم بود با ساكنان بسيار و فتح آن جز به نيروى عظيم ميسر نمىشد . از اين مهمتر قرطبه در نظر مسلمانان داراى شأن و مقام خاصى بود و به اين آسانى از آن چشم نمىپوشيدند . فصل نيز مناسب لشكركشى نبود ، زيرا زمستان بود ، فصل سرما و فيضان رودها . پادشاه قشتاله در مورد نقض پيمانى كه با ابن هود بسته بود ، نگران نبود زيرا مىگفت گروهى از مردم قرطبه خود ، مسيحيان را فراخواندهاند . از اينرو برفور رهسپار جنوب شد . تنها صد سوار همراه او بود . رسيدنش به پاى باروهاى قرطبه در روز هفتم فوريه در جنگجويانى كه قبلا در آنجا گرد آمده بودند روح سلحشورى برانگيخت و هر روز از قشتاله و ليون فوجفوج سواران و پيادگان به دو مىپيوستند . فرناندوى سوم لشكرگاه خود روبهروى پل قرطبه كه به جادهء استجه منتهى مىشود برپاى داشت و براى استيلاى بر شهر به طرح نقشه پرداخت . « 14 »
اكنون به حق اين سئوال پيش مىآيد كه قرطبه در برابر اين خطر عظيم چه موضعى در پيش گرفته بود و بخصوص ابن هود چه وضعى داشت . اما مردم قرطبه - شكى نيست - كه از همان لحظه اول مهياى دفاع از شهر خود شدند . ولى آنچه كم داشتند يك فرمانده دورانديش رزمديده بود و نيز اتحاد و همآهنگى . در روايات اسلامى خبر از پايدارى سخت مردم قرطبه مىدهند « 15 » ولى نامى از فرماندهى كه اين نبرد را رهبرى كرده باشد در ميان نيست ولى در روايات مسيحى از كسى به نام ابو الحسن نام بردهاند . اما ابن هود كه صاحب قانونى قرطبه بود ، تا مردم قرطبه از او يارى خواستند شتابان با سى هزار جنگجو بيامد و در لشكر او دويست سوار مزدور مسيحى بود . چون نزديك شهر رسيد ،
هامش
( 14 ) .. 34 . P . VI . T ; anapsE ed lareneG airotsiH etneufaL . M : 87 - 67 . p , dibi : zelaznoG . J( 15 ) . روض القرطاس ، ص 183 .