مسجد جامع و ذخاير و ثروتهايش را ويران كنند و نابود سازند . ظاهرا ابن الاحمر همپيمان پادشاه قشتاله يا متابع او از كسانى بود كه او را به قبول تسليم و تأمين اهل شهر قانع ساخته باشد . « 19 » پس از عقد قرارداد تسليم ، مردم قرطبه خانهها و اوطان خود را رها كردند و با كولهبارى از اسباب و اثاثهء خود راه بلاد ديگر در پيش گرفتند ، در حالى كه از شدت گرسنگى و اندوه ياراى رفتنشان نبود . در روز يكشنبهء بيست و سوم شوال سال 633 ه / بيست و نهم ژوئن سال 1236 م « 20 » سپاه قشتاليان به قرطبه داخل شد . در حال صليبى بر فراز منارهء مسجد بزرگ جامع نصب كردند . اسقف اوسمه به مسجد جامع درآمد و آن را به كليسا بدل ساخت . روز بعد ، روز دوشنبه سىام ژوئن فرناندوى سوم با اشراف و كفات قوم وارد قرطبه شد و به مسجد جامع رفت . اسقفهاى اوسمه و بياسه و قونقه و ساير روحانيان به استقبال آمدند و در حال مراسم قداس به عمل آمد و پادشاه متبرك شد . بر طبق روايات مسيحى پادشاه فرمان داد كه آن ناقوسها كه حاجب المنصور از كليساى شنتياقب ( سانتياگو ) به هنگام فتح اين شهر در سال 387 ه / 997 م كنده بود و بر دوش اسيران مسيحى تا قرطبه آورده بود ، از جاى بكنند . اين ناقوسها را به صورت چلچراغ درآورده از سقف مسجد جامع آويخته بودند .
آنگاه فرمان داد كه آنها را بر پشت اسيران مسلمان نهند تا شنتياقب ببرند و در جاى خود در همان كليسا نصب نمايند . « 21 » پادشاه سپس به قصر قرطبه كه نزديك مسجد جامع بود درآمد . اينجا كاخهاى امرا و خلفاى اموى بود . و در آنجا فرود آمد .
دونتليو آلفونسو را والى شهر مفتوح ساخت و براى حراست شهر پادگانى نيرومند در آنجا نهاد . مسيحيان از اطراف به قرطبه آمدند و در خانهها سكونت گزيدند آنگاه بر طبق طرحى كه پادشاه داده بود به تعمير شهر پرداختند و پادشاه قشتاله فرناندوى سوم به كشور خود بازگرديد « 22 » .
هامش
( 19 ) .. satoN y 08 97 . P , dibI : zelaznoG( 20 ) . ابن الابار التكمله ، ص 202 .
( 21 ) .. 437 . P : ) ladiP dE ( lareneG acinorC( 22 ) .. satoN Y 18 08 . p : dibI : zelaznoG . J