افريقيه بود « 18 » .
ابن عذارى مىافزايد كه ابو زكريا يحيى در آغاز نام مهدى بن تومرت را نيز در خطبه مىآورد و در نامه و سكه ثابت مىداشت « 19 » .
در آغاز سال 627 ه / نوامبر سال 1229 ابو زكريا يحيى به كلى خود را از اطاعت بنى عبد المؤمن مبرا اعلان كرد . نخست او را امير خطاب مىكردند و اين لقب بر صدرنامههاى او مىنوشتند . قسنطينه و بجايه همچنان در دست حكام موحدين بود و ابو زكريا را سعى بر آن بود كه سراسر افريقيه را در حيطهء قدرت خويش درآورد . از اينرو در سال بعد ، سال 628 ه لشكر به قسنطينه برد و چند روزى آنجا را محاصره كرد . عاقبت بر شهر مستولى گرديد و والى موحدى را بگرفت و از سوى خود در آنجا عاملى نهاد . آنگاه به سوى بجايه راند و بجايه را فتح كرد و ابو زكريا عمران والى بجايه را نيز دستگير كرد و هر دو را به مهديه فرستاد و زن و فرزندشان را به اندلس روانه داشت . همچنين جمعى از مشايخ موحدين و اعراب دوستدار آنان را بگرفت و به زندان كرد . بدينگونه سيادت بنى حفص بر سرتاسر افريقيه گسترده گرديد . امير ابو زكريا يحيى برادر خود ابو عبد اللّه لحيانى را كه در بجايه متصدى اشغال بود به نزد خود برد ولى برادر ديگرش ابو محمد عبد اللّه در مراكش درگذشت .
در روز جمعه هفتم صفر سال 633 در خطبه نام امير ابو زكريا را پس از نام امام المهدى آوردند ، و بار ديگر همگان با او بيعت نمودند . ولى به همان لقب امير بسنده كرد و خود را امير المؤمنين نناميد . « 20 »
از اين پس در افريقيه ، در يكى از قاليم دولت بزرگ موحدى ، دولت جديدى روى كار آمد كه چون موسسان آن بنى حفص بودند دولت حفصيه نام گرفت . اينان فرزندان شيخ
هامش
( 18 ) . الزركشى ، تاريخ الدولتين ، ص 17 .
( 19 ) . البيان المغرب ، القسم الثالث ص 274 و 276 . و نيز رجوع كنيد به ابن الخطيب ، الاحاطه ج 1 / ص 320 ، 321 .
( 20 ) . الزركشى ، تاريخ الدولتين ، ص 18 . البيان المغرب ، ص 276 .