و المستنضر فرمان به عزل او داده بود ولى ابو العلاء پيش از آنكه حكومت از سر گيرد بمرد . همچنين فرمان داد وزير پيشين ابو زيد عبد الرحمان بن موسى بن يوجان را از بند برهانند ولى وزير ابن جامع به تنفيذ چنين فرمانى اعتراض كرد و ابن يوجان را به ميورقه تبعيد نمود . « 5 » ولى هنگامى كه به اندلس رسيد او را گرفتند و به زندان جنجاله بردند و در زندان بماند تا ابن جامع بمرد ، آنگاه آزاد شد . « 6 »
هنوز چند ماهى از بيعت با خليفهء جديد نگذشته بود كه در مشرق اندلس نداى مخالفت برخاست و ابو محمد عبد الله بن يعقوب المنصور دعوى خلافت كرد .
ابن ابو محمد در اين هنگام والى مرسيه و از برادرانش : ابو العلى ( يا ابو العلاء ) والى قرطبه بود و ابو الحسن والى غرناطه و ابو موسى والى مالقه . ابو محمد ابو زيد بن يوجان را پس از آزادى از زندان به وزارت برگزيده بود و او مردى مكار بود . چون خبر بيعت با ابو محمد عبد الواحد به اندلس رسيد ، ابن يوجان نزد السيد ابو محمد عبد الله رفت و او را از بيعت با خليفهء جديد برحذر داشت و گفت با نصب عبد الواحد به خلافت امامت را از نسل سيد ما ابو يوسف يعقوب المنصور بيرون بردند و خود شهادت داد كه المنصور گفت اگر محمد ( يعنى الناصر ) صلاحيت خلافت نداشت ، عبد الله را برگزينيد .
ابن يوجان گفت كه او از ابو محمد عبد الواحد احق به خلافت است . زيرا پسر خليفه المنصور است و برادر خليفه الناصر و عم خليفه المستنصر ديگر آنكه صاحب عقل و حزم و سياست است و حتى دو تن نيز با او به مخالفت برنخواهند خاست . بويژه آنكه مردم از بنى جامع كه پشت در پشت منصب وزارت را اشغال كردهاند ملول شدهاند .
از ديگرسو هرچند از مركز خلافت به دور داشته شده ولى برادرانش فرمانروائى قرطبه و غرناطه و مالقه را دارند و بيعت گرفتن براى او آسان خواهد بود « 7 » . با اين توجيه ابو محمد عبد الله نهضت كرد و مشايخ موحدين و فقها و اعيان را كه در مرسيه و حوالى
هامش
( 5 ) . ابن خلدون ، العبر ، ج 6 / ص 251 .
( 6 ) . الروض المعطار ، ص 67 .
( 7 ) . الروض المعطار ، ص 68 ، روض القرطاس ، ص 162 .