تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي ) — صفحة 261

مساهمون:

ص٢٦١
ظاهرا چون خبر بيعت با العادل به مشايخ موحدين در مراكش رسيد ، نخست ميانشان خلاف افتاد و وزير ابن جامع را عزل كردند و قدرتها را ميان خود تقسيم نمودند و فرمانى صادر كردند كه ناوگان مغرب مانع ورود العادل شود . ولى بعدها تصميم خود ديگرگون ساختند و بيعت خود را با العادل اعلان داشتند . « 11 »

1

در اين اثناء اوضاع اندلس پريشان گرديد و حوادثى رخ داد كه تصورش را نكرده بودند . السيد ابو محمد عبد اللّه بن محمد بن يوسف بن عبد المؤمن ، صاحب جيان ، چون ديد برادرش ابو زيد والى بلنسيه و دانيه و شاطبه بيعت العادل رد كرده و خود دعوى استقلال كرده او نيز ، خلع طاعت پسر عم خود العادل را اعلان كرد و خود را خليفه خواند و الظافر لقب داد . مردم جيان و ابده و قيجاطه و بياسه و ديگر شهرهاى آن منطقه نيز با او بيعت كردند . العادل برادر خود ابو العلاء ادريس بن المنصور را از اشبيليه با لشكر بزرگى بر سر او فرستاد . الظافر از جيان به بياسه رفت و در آنجا موضع گرفت و از اين پس او را البياسى لقب دادند . بياسى نزد فرماندوى سوم پادشاه قشتاله كس فرستاد و از او يارى طلبيد . از عهد ملوك الطوايف مىدانيم كه اسپانياى مسلمان در برابر اين‌گونه يارى خواستن‌ها از پادشاهان اسپانياى مسيحى چه بهاى گزاف پرداخته است . مسلما بياسى نيز بهاى گزافى خواهد پرداخت . سپاه موحدين به سردارى ابو العلاء بن المنصور ، در اواخر سال 621 ه / اواخر سال 1223 م به بياسه رسيد و در خارج شهر فرود آمد . زمستان بود و سرما در اوج خود . باران مىباريد و همه‌جا را سيلاب فراگرفته بود . ابو العلاء بياسه را چند روز محاصره كرد سپس ترسيد كه مبادا نهر وادى الكبير طغيان كند و راه بازگشت بسته
هامش
( 11 ) . تاريخ ابن خلدون ، ج 6 / ص 251 و 252 .