گردد . علاوه بر آن ممكن بود كه قشتاليان ، همپيمانان بياسى به ناگاه لشكر او را در ميان گيرند . در اين اثناء بياسى او را پيام داد كه به اطاعت ابو محمد عبد الله العادل بازگشته است و فرزند كوچك خود را نيز به گروگان فرستاده بود . ابو العلاء به همين اكتفا كرد و با قواى خود به اشبيليه بازگرديد . در اشبيليه سخت مورد سرزنش واقع شد و العادل لشكر ديگرى بسيج كرد و به سردارى ابو سعيد عثمان بن ابى حفص روانه ساخت . اين لشكر در پنج ميلى جنوب بياسه فرود آمد . قريب به صد سوار از اصحاب بياسى و جمعى از قواى قشتاله به سوى آنان در حركت آمدند . تا موحدين را چشم بر دشمن افتاد يكباره رو به گريز نهادند و به اشبيليه بازگرديدند و بياسى بىهيچ منازعى باقى ماند و همپيمانان او ، قشتاليان قصبهء شهر را اشغال كردند . « 12 » از آن پس بياسى مناطق وسطاى اندلس را تصرف كرد و در برابر العادل به صورت رقيب سرسختى خودنمايى كرد .
ابو محمد عبد الله العادل در اشبيليه پس از شكست در نخستين جنگهايش دچار وضع دشوارى شده بود . علاوهبر اين در غرب اشبيليه در اراضى الشرف نيز گرفتار تجاوز مسيحيان شده بود . از اين قرار سپاهى از مردم ليون به سردارى مارتنسانچز پسر غيرشرعى پادشاه پرتغال سانچوى دوم كه اكنون به خدمت پادشاه ليون درآمده بود از كوههاى شارات گذشت و راهى جنوب شد و بر اراضى الشرف مستولى گرديد و در آن منطقه دست به كشتار و تاراج زد و بسيارى غنايم و اسيران به چنگ آورد . العادل و برادرش ابو العلاء و وزيرش ابن يوجان و مشايخ موحدين كه با او بودند از دفع سپاه مهاجم و حمايت از شهر ناتوان بودند . در شهر هرجومرج افتاد و مردم از خاص و عام در مسجد جامع گرد آمدند . العادل و مشايخ موحدين فرمان دادند كه مردم به دفاع برخيزند ولى بيشتر آنها سلاح نداشتند . جمعا صد سوار بسيج كرد و به سوى دشمن فرستاد .
لشكر ليون در نزديكى طلياطه « 13 » بود در مغرب اشبيليه و نزديك لبله ، عامه نيز دستههاى كوچك سوار تشكيل دادند كه به جنگ شتابند . فرمانده سپاه عبد لله بن ابى بكر بن
هامش
( 12 ) . الروض المعطار ، ص 58 .
( 13 ) . به اسپانيايىadajeT.