تأمين امنيت به گونهاى بود كه رعايا ، كوهستانها و دشتها را تنها زير پاى مىسپردند و از كس جز خداى بيمى به دل راه نمىدادند و كس نبود كه دست يارى به سوى او دراز كند و محروم بازگردد و مقرر داشت كه بر وفق دستور شريعت زكاتها گردآورى شود و به مستحقين شرعى آن داده شود . « 11 »
در همين سال بار ديگر در منطقهء غماره شورش افتاد . بعضى از بطون صنهاجه به پيروى از ابن منعفاد نقض طاعت نمودند . شيخ ابو حفص عمر بن يحيى با جمعى از موحدين بر سر او راند . شيخ ابو حفص عمر به كوهستانهاى غماره لشكر برد و شورشگران را در تنگنا افكند تا امان خواستند و توبه كردند . « 12 » ولى چنان كه خواهيم ديد ، اين فرمانبردارى موقت و خدعهآميز بود .
2
پس از پيروزى موحدين در نبرد فحص الجلاب السيد ابو حفص و السيد ابو سعيد در اماكن مفتوح پادگانهايى از موحدين نهادند و امور به نظم آوردند سپس از حوالى مرسيه با سپاهيان خود بازگشتند . چون به قرطبه رسيدند ابو سعيد در آنجا ماند تا منصبى را كه پيش از اين خليفه برادرش به او داده بود اشغال كند و السيد ابو حفص به اشبيليه راند و آنگاه از دريا گذشت و به مراكش بازگرديد . ظهر روز دهم ربيع الاول سال 561 ه به مراكش رسيد .
ابن صاحب الصلاة مىگويد امير امام ابو يعقوب خود به استقبال برادر بيرون آمد . آن عده از لشكريان را كه در مراكش بودند جهت پيشباز او تعبيه داد . سياهانى را كه زمرهء نگهبانان بودند جامههاى رنگين پوشانيد و سواران موحدين و ديگران زره بر تن و پيادگان جوشن بر تن و نيزه در دست در دو صف ايستادند . علمها به اهتزاز آمد و بر طبلها فرو
هامش
( 11 ) . ابن صاحب الصلاة ، المن بالامامه ، 71 الف و ب .
( 12 ) . البيذق ، اخبار المهدى بن تومرت ، ص 124 و المن بالامامه ، 71 الف .