تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي ) — صفحة 13

مساهمون:

ص١٣
اشبيليه به سردارى ابو العلا ابن عزون به دفع ايشان فرستاد . اينان بر دشمن ظفر يافتند و با غنايم و اسيران بسيار بازگرديدند . خبر اين واقعه را والى جديد به خليفه نوشت و خليفه او را سپاس گفت . پس از چند ماه كه از امارت شيخ ابو عبد الله در امارت اشبيليه گذشته بود ، خليفه برادر ديگر خود السيد ابو ابراهيم اسماعيل بن عبد المؤمن را به امارت اشبيليه گسيل داشت . ابو ابراهيم اسماعيل در اول ماه ذو الحجهء سال 561 ه به مقر ولايت خويش رسيد و مقرر شد كه شيخ ابو عبد الله امور لشكرى را بر عهده بگيرد . كار بر اين روال بود تا آنگاه كه خليفه در اواخر ماه شعبان سال 562 ابو عبد الله را به امارت غرناطه فرستاد . خليفه در همان وقت برادر خود السيد ابو سعيد والى قرطبه را به حضرت خواند و او در اوايل ذو القعدهء سال 561 ه قرطبه را به سوى مراكش ترك گفت . در همين سال 561 ه خليفه ابو يعقوب يوسف با مشايخ موحدين به سگالش نشست و مقرر شد به عنوان علامت خلافت عبارتى برگزينند . رأيشان بر اين جمله قرار گرفت : « و الحمد لله وحده » كه خليفه آن را به دست خود بر اوامر و احكام بنويسد . نخستين فرمانى كه با نشان خلافت فرستاده شد نامه‌اى بود به قلم ابو الحسن بن عياش به برادر خليفه ابو سعيد و اصحاب او در قرطبه . مقرر شده بود كه او نسخه‌اى از آن را به ديگر بلاد بفرستد . در اين فرمان خليفه دستور داده بود كه احكام بر مقتضاى عدالت اجرا شود و احكام اعدام را به نزد او فرستند و هيچ‌يك از حكام موحدين از سوى خود در خون كسى رأى ندهند ، مگر آنگاه كه ماجرا را مشروحا به خليفه عرضه دارند و نظر شهود و عدول در شرح ماجرا آمده باشد . همچنين اقوال مظلومين و دلايل و اقارير و اعترافات ايشان و دلايل ظالمين نوشته شود تا هركس به مقتضاى قانون به حق خود برسد . اما جرايمى كه فروتر از قتل است چون زدن يا مجروح كردن يا دزدى يا قتل غير عمد در نهايت دقت تحقيق شود و حكم صادر گردد . خليفه در پايان مقرر داشته بود كه اين فرمان به همهء شهرها فرستاده