شود و براى مردم قرائت گردد . « 14 »
چون نامهء خليفه در قرطبه به برادرش ابو سعيد عثمان رسيد ، نسخههايى از آن را به ديگر بلاد اندلس فرستاد و در مساجد بر سر جمع خوانده شد . ابو سعيد پس از اندك زمانى به فرمان خليفه ، قرطبه را ترك گفت و به مراكش بازگرديد .
در اوايل سال 562 ه / 1166 م بار ديگر در جبال غماره ميان قبايل صنهاجه فتنه افتاد . رهبر شورشيان سبع بن منعفاد بار ديگر خروج كرد . و از بلاد ريف در ساحل درياى مديترانه تا سبته را زير نفوذ خود درآورد و در آن منطقه دست به كشتار و تاراج زد و بسيارى را به اسارت برد . سبع بن منعفاد از جانب مغرب تا قصر الكبير نيز پيش تاخت .
آشوب در چنين منطقهء حساسى كه شريان ارتباطى ميان مغرب و اندلس بود زيانهاى بسيار دربر داشت ، از اينرو خليفه سپاهى از موحدين به سردارى ابو سعيد يخلف بن حسين به بلاد صنهاجه فرستاد و در همان زمان شيخ ابو حفص عمر بن يحيى نيز با لشكر خود به ناحيهء ديگرى از بلاد آشوبزده رفته بود . شورشيان سخت مقاومت ورزيدند و سبع بن منعفاد با سپاه خود در كوه كواكب پناه گرفت و موحدين را ياراى دست يافتن به او نبود . در اين هنگام خليفه مصمم شد كه خود به جنگ شورشگران رود . پس با لشكرى عظيم بيرون تاخت . برادرانش ابو حفص و ابو سعيد نيز در خدمت او بودند . خليفه به كوهستان غماره راند . قواى موحدين رهبر شورشگران را در محاصره گرفت و بسيارى از ايشان را بكشت يا اسير نمود .
در اين پيكار سبع بن منعفاد نيز به قتل رسيد . پيكرش را بر دار كردند . پس از اين پيروزى ديگر قبايل صنهاجه نيز سر به فرمان نهادند و امان خواستند . سركوبى شورش غماره در اوايل شوال سال 562 ه / اوت 1167 م پايان گرفت . موحدين را غنايم بسيار به دست افتاد ، از دامها و چارپايان باربر . چهار هزار نفر نيز از شورشيان را اسير كردند . خليفه ابو يعقوب يوسف پيروزمندانه لشكر به مراكش بازگردانيد . فتحنامه به قلم كاتب ابو الحسن بن
هامش
( 14 ) . نص اين فرمان را ابن صاحب الصلاة در المن بالامامه آورده است ، برگ 79 الف تا برگ 82 الف .