تحكيم پادگان بطليوس به آنجا فرستاده شدند . قضا را در همان روزها جماعاتى از مسيحيان اهل شنترين بر آن منطقه تاخته بودند . سپاهيان موحدين آنان را پراكنده ساختند و بيشترشان را كشتند . شيخ ابو سعيد و شيخ ابو عبد الله باقى لشكر را از اشبيليه به قرطبه بردند تا جبههء دفاعى قرطبه را در برابر تعرض ابن مرد نيش استحكام بخشند .
موحدين پس از اندك استراحتى به حوالى قرطبه لشكر بيرون آوردند . در آنجا در وادى لك با جمعى از سپاهيان محمد بن سعد بن مرد نيش - كه مورخين موحدى از آنان به اشقيا ياد مىكنند - روياروى شدند . ميان دو لشكر ( در ماه شعبان 560 ه / 1165 م ) جنگى سخت كه بيشتر بر سر دسترسى به آب بود ، درگرفت و بىهيچ نتيجهاى پايان يافت . آن دو سردار خبر اين نبرد هولناك به مراكش فرستادند و از آنجا يارى طلبيدند . السيد ابو حفص لشكرى از موحدين و عربها بسيج كرد و خود همراه برادرش ابو سعيد عثمان والى قرطبه ، در اوايل ماه رمضان از مراكش بيرون آمد و شتابان از آب گذشت و به اشبيليه رسيد . در آنجا با سران موحدين ديدار كرد و رأى همگان بر آن قرار گرفت كه پيش از آنكه ابن مردنيش به قرطبه لشكر آورد آنان بر سر او تازند « 7 » .
در اول ماه ذو القعدهء سال 560 ه قواى موحدين از اشبيليه بيرون آمد و رهسپار شمال شد تا به قرطبه رود . چون به اندوجر كه يكى از پايگاههاى ابن مرد نيش براى حمله به قرطبه بود ، رسيدند بر آن هجوم آوردند و در حال بر آن استيلا يافتند . ساكنان دژهاى مجاور اعلان فرمانبردارى نمودند و امان خواستند . موحدين بر حوالى اندوجر لشكر فرستادند و بر اسيران و غنايم بسيار دست يافتند . ابو حفص جمعى از موحدين و عرب را برگزيد و از اندوجر به جنوب راند تا از راه جلگه به مرسيه رسد . بىهيچ مانعى به حوالى بسطه رسيد . سپاه موحدين در همهجا تاراج و كشتار كرد و هرچه ارزاق بود بستد و هر چارپا يافت با خود ببرد . در نزديكى بسطه گروهى از تيراندازان به آنان ملحق شدند و موحدين به سوى لورقه راندند و بر دژ بلج يا بلش « 8 » گذشتند . اين دژ يكى از
هامش
( 7 ) . ابن صاحب الصلاة ، المن بالامامه برگ 57 ب و 58 الف .
( 8 ) . به اسپانيايىoibuR zeleV