تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي ) — صفحة 216

مساهمون:

ص٢١٦
فرزند آلفونسوى هشتم مرده بود و پاپ براى او تسليت فرستاد . همچنين به سبب از دست رفتن شلبطره - كه به دست موحدين افتاده بود - او را تعزيت گفته بود و نيز بيم خود را از جنگ بر ضد البىهاى ( آلبيگائيان ) جنوب فرانسه بدون داوطلبان كافى اظهار داشته بود . « 7 » و براى او در تمام جبهه‌ها از خداوند پيروزى خواسته بود . در ضمن توصيه كرده بود كه اگر با « امير المؤمنين » پيمان دوستى بندد تا آلت و عدت بيفزايد بهتر خواهد بود . در ماه ذو الحجهء سال 607 ه / ماه مه سال 1211 م كه الناصر لشكر خود را از دريا گذرانيد وضع قشتاله و ممالك اسپانياى مسيحى بدين‌گونه بود . الناصر با سپاه خود در روزهاى نخستين سال 608 ه / اواخر ژوئيه سال 1211 م از اشبيليه بيرون آمده رهسپار جيان ، سپس ابدّه و بيّاسه شد آنگاه رهسپار شمال گرديد تا به قلعه شلبطره رود . اين قلعه بر روى تپه بلندى ، نزديك به كوههاى شارات قرار داشت و از استوارترين قلاع آن نواحى بود . از سخنان صاحب روض القرطاس برمىآيد كه خليفه از همان آغاز آهنگ قشتاله داشت ولى وزيرش ابن جامع او را به وجوب تسخير شلبطره قانع نمود ، و موقعيت حساس آن را براى او بيان داشت . « 8 » از روايات ديگر برمىآيد كه هدف خليفه از اين لشكركشى شلبطره بوده و در فتحنامه‌اى كه پس از جنگ شلبطره نوشته است بر اين امر اشارت دارد كه هرچند پادشاه قشتاله را خانه نزديكتر بوده است ولى بدان سبب كه فصل غزو و جهاد سپرى گرديده و راهها همه باران و گل و لاى و آبگيرهاست و بيشتر پلها ويران شده و اسبها را ياراى حركت نيست ، دژ شلبطره را بر مملكت قشتاله فعلا مقدم داشته است زيرا در قلب اسلام جاى
هامش
( 7 ) . آلبىهاsecnegiblAفرقه‌اى است الحادى كه در جنوب فرانسه در اوايل قرن يازدهم در شهر آلبى ظاهر شدند و بر ضد مذهب كاتوليك قيام كردند و تا اوايل قرن دوازدهم كه به دست سيمون دومونفور تارومار شدند آيين خويش تبليغ مىكردند . ( 8 ) . ابن ابى زرع ، روض القرطاس ص 156 ، 157 .