بنى عوف و بنى سليم نيز يارى دادند ، سرانجام مرابطين رو به گريز نهادند و موحدين بر لشكرگاه و همهء اموال و بنهء آنان دست يافتند . موحدين گريختگان را تعقيب كردند و بسيارى را كشتند يا اسير كردند . ابن خلدون به نقل از ابن نخيل كاتب ابو محمد گويد مقدار غنايمى كه به دست موحدين افتاد هجده هزار بار بود . محمد بن مسعود شيخ زواوده و نيز پسر عمش حركات بن ابى الشيخ و شيخ بنى قره و شيخ مقراوه و محمد بن الغازى بن غانيه در ميان كشتگان بودند . اينبار نيز يحيى بن غانيه با بقاياى لشكرش بگريخت .
شيخ ابو محمد بن ابى حفص اعرابى را كه به ابن غانيه پيوسته بودند سخت گوشمال داد و اعرابى را كه در لشكر خودش با ابن غانيه جنگيده بودند غرقهء احسان خود نمود و در درهء قيروان اراضى پهناورى را به آنان بخشيد . ابن عصفور عامل يحيى بن غانيه نيز به سزاى خود رسيد . مردم جبال نفوسه بر او شوريدند و او و دو تن از معاونان او را كه از مرابطين بودند و نيز دو پسر يحيى بن غانيه را به قتل آوردند .
پس از اين پيروزى بلاد افريقيه امن و راحت يافت و آوازهء درايت و سلحشورى شيخ ابو محمد بن ابى حفص در همهجا پيچيد آنسان كه دومين شخصيت دستگاه موحدين شد . ابو محمد تا سال 618 ه / 1221 م كه جهان را بدرود گفت همچنان در افريقيه زيست و پس از او به وسيلهء خاندان او دولت مستقلى در آن بخش از قلمرو موحدين به وجود آمد . « 28 »
اما يحيى بن غانيه پس از شكست به صحراى جنوبى گريخت و چشم به راه حوادث نشست . پس از اندكى برادرش سير بن اسحاق بن غانيه از او جدا شد و در تونس به شيخ ابو محمد پناه برد و به اطاعت موحدين درآمد . شيخ ابو محمد او را به گرمى پذيرا گرديد . سير بن اسحاق اجازت خواست كه به مراكش رود او را اجازت دادند . به سال 607 وارد مراكش شد و مورد استقبال واقع گرديد .
در خلال اين احوال خليفه الناصر سرگرم ادارهء امور كشور بود . عادت بر اين داشت
هامش
( 28 ) . تاريخ ابن خلدون ، ج 6 / ص 279 و نيز :451 - 251 . P , AINAHG uoneB : leB . A