دولت ترغيب مىنمود . در ميان سپاهيان ميورقى جمعى از بطون زناته بودند كه سر به موحدين فرود نمىآوردند . برخى از زعماى زناته كه در جنوب تلمسان بودند به ياران خود پيوستند و ميورقى را خبر دادند كه او السيد ابو عمران آلت وعدتى ندارد و از شهرى كه در آن بتواند پناه گيرد نيز دور است . ميورقى خود را به جنوب تلمسان رسانيد .
ابو عمران چون مقدمهء لشكر ميورقى را ديد گرفتار اين ترديد شد كه آيا حمله كند يا واپس نشيند . ميورقى اين ترديد مغتنم شمرد و بر سپاه او زد . ابو عمران و يارانش پايدارى كردند تا همه كشته شدند . بعضى از افراد خاندان بنى عبد المؤمن و نيز كاتب ابو الحسن بن عياش و جمعى از طلبهء تلمسان اسير شدند . ميورقى را غنايم بسيار به دست افتاد آنگاه به تاهرت حمله كرد و شهر را تاراج نمود و ويران ساخت . اين واقعه در سال 605 / 1209 م اتفاق افتاد . سپاهيان ميورقه و مرابطين و عرب حوالى تلمسان را تاراج كردند و هرچه كشته يافتند نابود كردند . مردم تلمسان بترسيدند و دروازهها را بستند .
در اينحال وزير ابو زيد بن يوجان امارت تلمسان يافت و با قواى خود به شهر درآمد .
ميورقى به سوى طرابلس راند كه در صحرا واپس نشيند . محمد بن مسعود شيخ زواوده و طوايف رياح و سليم و ديگر قبايل نيز با او بودند . « 27 »
پس از اندك مدتى يحيى بن غانيه حملات خود را از سر گرفت . پيروزى در نبرد تاهرت روحيهء او را تقويت كرده بود و يارانش با اموالى كه به غنيمت گرفته بودند انتعاشى يافته بودند و غزها و عربها خواستار حملهء ديگر بودند . يحيى اينبار نيز قصد افريقيه داشت ولى نيات او بر ابو محمد بن ابى حفص پوشيده نبود .
ابو محمد بن ابى حفص در سال 606 ه با سپاهى عظيم از تونس بهدر آمد و رهسپار قابس شد . سپس به كوههاى نفوسه رفت ، در آنجا با مرابطين و همپيمانان ايشان روياروى شد . چون نبرد آغاز گرديد ميسرهء موحدين در آغاز منهزم شد ولى شيخ ابو محمد كه در قلب لشكر بود با موحدين و حفاظ سخت پايدارى كردند بعضى طوايف
هامش
( 27 ) . البيان المغرب القسم الثالث ص 229 و 230 . تاريخ ابن خلدون ج 6 / ص 249 ، 278 و نيز :. 941 841 . P , ainahG uoneB SEL : leB . A