تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي ) — صفحة 210

مساهمون:

ص٢١٠
كرده بودند . از آن جمله حق سكونت در برخى محلات و اراضى مسينى و بلرم ( پالرمو ) و تراپائى ( طرابنه ) و جرجنت و مازره و غير آن و مىتوانستند در اندك مساجدى كه باقى مانده بود مراسم مذهبى خود را به‌جاى آورند . اين وضع قريب يك قرن در ظل تسامح امراى نورمان بر دوام بود و مقدم بر همه پسر فاتح جزيره دوك روژهء ( رجار ) دوم بود و اين همان اميرى است كه شريف ادريسى را مورد عنايت خود قرار داد و او نيز كتاب شهير خود نزهة المشتاق در جغرافيا را به نام او تاليف كرد . چون روژه ( رجّار ) در سال 1154 م درگذشت پسرش ويليام ( گيوم ) اول ( غليام ) به‌جاى او نشست و پس از او پسرش ويليام دوم ( گيوم ) امارت يافت . در عهد اين پادشاه فشار بر مسلمين صقليه فزونى يافت . ويليام دوم مىخواست بعضى از اراضى را كه از آن مسلمانان بود براى توسعه و يا بناى ديرها و كليساها تصاحب كند . مسلمانان دست به برخى شورشهاى محلى زدند و بر برخى از دژهاى مسيحيان غلبه يافتند . ظاهرا ويليام بعدها از فشار خود كاسته باشد و بار ديگر ميان مسيحيان و مسلمانان صلح و صفا برقرار شده باشد . « 31 » چون ويليام دوم در سال 1189 م درگذشت ، امپراطور فردريك دوم به‌جاى او نشست او نخستين حاكم صقليه از خاندان هوهنشتاوفن بود . فردريك دوم بار ديگر بسيارى از اراضى مسلمانان را از ايشان بستد و به كليسا واگذار كرد . اين حادثه در سال 1208 م / 605 ه رخ داد . « 32 » ظاهرا بار ديگر مسلمانان دست به شورش زده و بعضى از دژهاى مسيحيان را تصرف كرده‌اند . ولى هيئتى كه از صقليه به نزد شيخ ابو محمد الحفصى آمد آنچنانكه انتظار داشت از او روى يارى نديد . سببش هم اين بود كه موحدين به هيچ‌وجه قصد دخالت در امور صقليه را نداشتند و خواهيم ديد كه چون مبارزه ميان مسلمانان و حكام مسيحى صقليه بار ديگر آغاز شد به سركوبى مسلمانان و اخراج آنان از سرزمينشان منجر گرديد .
هامش
( 31 ) . رجوع كنيد به رحلهء ابن جبير ( قاهره 1955 ) ص 314 و 323 و 332 و 333 . ( 32 ) .. 195 685 . p ) 2781 eznereiF ( ailiciS id inamlusuM ied airotS : iramA . M