تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي ) — صفحة 203

مساهمون:

ص٢٠٣
مفهوم حق و عدل را نمىشناخت و در برابر جانها اموال و نواميس مردم مسئوليتى براى خود قائل نبود . حكومت ميورقى و عمالش در آن اقطار چيزى جز يك دارودسته غارتگر و حادثه‌جو نبود . از اين‌رو قبايل عرب كه به هيچ روى آتش آزمنديشان خاموش نمىشد از هم‌پيمانان آنان بودند و ديديم كه چه به روز مردم تونس و ساكنان جبال نفوسه آوردند و براى گرفتن اموالشان چه خونها ريختند . چنين حكومتى محال است كه از خشم و انتقام محكومين خويش در امان بماند . زيرا همگان خواستار خلاص از زير يوغ آن هستند . حكومت بنى غانيه هم بر دهانهء آتشفشان خشم و كينهء مردم نشسته بود . نمىگوئيم كه حكومت موحدين در افريقيه يك حكومت ايده‌آل بود ولى مىگوئيم حكومتى بود اقلا داراى نظامات يك دولت . به اين علل عجيب نيست كه مردم شهرهاى افريقيه خواستار بازگشت حكومت موحدين مىبودند و لشكر موحدين را با شادباش و تهنيت استقبال مىكردند و از سقوط دولت ميورقيان شادمان مىشدند . اما يحيى بن اسحاق بن غانيه با آنكه در نبرد كوه تاجرا شكست خورد و اموال و سازوبرگ و بيشتر يارانش را از دست داد و سر در صحرا نهاد و به سوى جنوب گريخت ولى نيروى معنوى خويش را از دست نداد بلكه بار ديگر سر برداشت و خواهيم ديد كه با قواى تازه‌اى و آرزوهاى تازه‌اى قدم به ميدان كارزار مىنهد .

5

در ايامى كه الناصر در افريقيه مىزيست تمام همش آن بود كه پايه‌هاى سلطهء موحدين را در آنجا مستحكم سازد و كارى كند كه يحيى بن غانيهء ميورقى بار ديگر آشوب برپا نسازد . ولى يحيى بن غانيه با آنكه در واقعه تاجرا شكست خورده بود همچنان هواى انتقام در سر داشت . از سوى ديگر برخى قبايل بربر در نواحى جنوبى فساد و عصيان آشكار كرده بودند . از اين‌رو در ماه صفر سال 603 ه الناصر كه هنوز
تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي ) — صفحة 203 | عبد المحمد آيتى / محمد عبد الله عنان