دعوت ابو قصبه در سراسر بلاد سوس شايع شد و جمع بسيارى گرد او را گرفتند .
عاقبت موحدين لشكرى به جنگ او گسيل داشتند . چون سپاه موحدى در حركت آمد قبايل بربر كه به ابن الجزاره پيوسته بودند ، او را رها كردند . جماعت بسيارى از كسانى كه با او مانده بودند كشته شدند . ابو قصبه را گرفتند و سرش را بريدند و به مراكش فرستادند . اين واقعه نيز در سال 598 ه / 1202 م اتفاق افتاد .
در نوزدهم جمادى الاول سال 597 ه / 26 مارس 1201 م در اشبيليه سيل عظيمى آمد كه كس همانند آن نشنيده بود . سيل به هنگام ظهر جارى شد و قسمتهايى از باروى شهر را ويران ساخت مخصوصا باروى ميان باب طريانه و باب الموّذن را . آب سراسر شهر را بگرفت و گويند شش هزار خانه ويران شد . جريان سيل سه روز ادامه داشت . سيل درهء نهر الكبير را از قرطبه تا اشبيليه ويران ساخت و تا قادس رسيد . خلق كثيرى در آب غرق شدند . حادثهاى دلگداز بود و مدتهاى دراز بود كه اشبيليه چنين محنتى به خود نديده بود . « 11 »
2
خليفه ابو عبد اللّه محمد الناصر و مشايخ موحدين براى كارى بزرگ مهيا مىشدند و آن فتح جزاير شرقى ( جزاير بليار ) بود . تاختوتازهاى يحيى بن اسحاق بن غانيه در افريقيه دولت موحدى را واداشت كه ميورقه را فتح كند و به سلطه بنى غانيه پايان دهد .
زيرا اگر جزاير شرقى فتح مىشد يحيى بن غانيه نيز از تجاوزات خويش در افريقيه باز مىماند .
پيش از اين از استيلاى بنى غانيه بر جزاير شرقى و فرستادن ابو يعقوب يوسف
هامش
( 11 ) . البيان المغرب ، القسم الثالث ص 214 . الذيل و التكمله ، الجزء الرابع ( نسخهء خطى موزهء بريتانيا در ترجمه محمد بن احمد بن تمام العذرى ) .