بر سر گرفتن اموال عربها پديد آمده بود و مىگويد كه ابن عبد الكريم در ماه شعبان سال 595 ه و در اوايل خلافت الناصر بر شهر مهديه استيلا يافت « 5 » .
چون ابن عبد الكريم مهديه را گرفت خود را المتوكل على اللّه ناميد و كارش بالا گرفت . در اين احوال السيد ابو زيد بن ابى حفص از سوى خليفه الناصر امارت افريقيه يافت . جماعتى از مشايخ و سپاهيان با او بودند . ابن عبد الكريم سعى كرد پيش از آنكه ابو زيد آماده نبرد شود او را در تونس محاصره كند . پس به سوى قرطاجنه راند و بر ساحل دريا لشكرگاه برپا نمود . السيد ابو زيد از دريا و خشكى لشكر به جنگ او برد ولى منهزم گرديد و سپاهيان ابن عبد الكريم اطراف تونس را غارت كردند . عاقبت زبان به نصيحت او گشودند كه او نيز در زمره موحدين بود . ابن عبد الكريم را وعدههاى نيكو داد و به مهديه بازگرديد .
در اين اثناء ميان ابن عبد الكريم و يحيى بن غانيهء ميورقى به سبب حسد و همچشمى خلاف افتاد . ابن عبد الكريم به هواى نبرد با او و محاصرهاش افتاد و او در اين هنگام در قابس بود . پسر خود عبد اللّه را در مهديه نهاد و خود به سوى قابس لشكر برد ولى چون به نزديكى قابس رسيد به وحشت افتاد و از آنجا به قفصه شد و بر آن مستولى گرديد . در اين هنگام يحيى بن غانيه به تعقيب او بيرون آمد . دو لشكر در مكانى به نام قصور لاله مصاف دادند ، ابن عبد الكريم منهزم شد و به مهديه گريخت تا جان به سلامت برد . يحيى بر لشكرگاه او غلبه يافت و همهء اموال آن به غارت برد . اين واقعه در آغاز سال 597 ه بود . يحيى بن غانيه بر سر آن بود كه مهديه را از خصم خود بستاند . پس نزد السيد ابو زيد به تونس كس فرستاد و از او خواستار صلح گرديد و نيز خواست كه چند كشتى به يارىاش فرستد تا به فتنهء ابن عبد الكريم پايان دهد . ابو زيد دو كشتى به يارىاش فرستاد . چون ابن عبد الكريم همهء راهها به روى خود بسته ديد ، به يحيى بن غانيه پيام داد كه او را به جان و مال امان دهد تا تسليم شود . يحيى بپذيرفت . ابن
هامش
( 5 ) . رحلة التجانى ، ص 350 - 352 . الكامل ج 12 / ص 57 .