تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي ) — صفحة 172

مساهمون:

ص١٧٢
باب او و يارانش نزد خليفه شفاعت كردند و بخصوص از ابن رشد تهمت بددينى و خروج از شريعت را نفى نمودند و به حسن ايمان و سلامت عقيدهء او گواهى دادند . و چون از او پرسيدند كه چرا از خليفه با عنوان ملك البربر ياد كرده گفت : من نوشته‌ام : « ملك البرين » ( يعنى پادشاه دو خشكى : مغرب و اندلس ) دشمنان آن را تحريف كرده‌اند . خليفه سرانجام شفاعت آن جماعت بپذيرفت و او را و ديگر متهمان را عفو كرد . اين واقعه در سال 594 ه اتفاق افتاد . پس از ابلاغ عفو خليفه ، فيلسوف به مراكش آمد تا به دربار موحدى پيوندد ولى پس از مدت كوتاهى در نهم ماه صفر سال 595 ه / دهم دسامبر سال 1198 م در سن هفتاد و پنج سالگى درگذشت . ابن رشد را نخست در مقبرهء باب تا غزوت بيرون از مراكش به خاك سپردند و پس از چند ماه پيكر او را به زادگاهش قرطبه بردند و در مقبرهء ابن عباس در كنار ديگر افراد خاندانش به خاك سپردند . « 5 » اين صحنه‌هاى دردناك كه مىتوان آن را يك نوع سركوبى فكرى نام نهاد در عصر مرابطين و موحدين نمونه‌هاى مكرر دارد . مسلما تعقيف و زندانى كردن و سوختن كتب ابن رشد داغ ننگى بر پيشانى دوران خلافت ابو يوسف يعقوب المنصور است .

2

خليفه ابو يوسف يعقوب در اين هنگام سرگرم تهيهء سازوبرگ نبرد بود . چون لشكر بسيج شد با قواى خود از قرطبه بيرون آمد و از كوه شارات ( سييرامورنا ) گذشت و به سوى طلبيره پيش راند . چون به حدود قشتاله رسيد ، رسولان آلفونسوى هشتم آمدند تا مگر قرارداد صلح بندند . خليفه بىهيچ پاسخى آنان را بازگردانيد . و بر طبق نقشه‌اى كه طرح كرده بود راهى قشتاله شد . طلبيره و مكاده را درنورديد و به سوى
هامش
( 5 ) . در باب سرگذشت ابن رشد رجوع كنيد به الذيل و التكلمه از عبد الملك المراكشى نسخه ياد شده . نيز التكملهء ابن الابار در شرح‌حال ابن رشد . قاهره شمارهء 1497 .
تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي ) — صفحة 172 | عبد المحمد آيتى / محمد عبد الله عنان