مستحق آن است كه چون گمراهان مورد لعنت واقع شود . « 1 »
ابن رشد در اين اتهامها تنها نبود ، چند تن از شاگردان و همتايان او كه به « حكمت و علوم اوايل » اشتغال داشتند نيز به بددينى متهم شدند . از آن جمله بودند ابو جعفر الذهبى و فقيه ابو عبد الله محمد بن ابراهيم المهرى مشهور به اصولى و ابو الربيع الكفيف و حافظ و شاعر ابو العباس . از اين جمع ابن رشد و فقيه ابو عبد الله المهرى در مسجد جامع قرطبه حاضر شدند و بقيه فرار كرده بودند . قاضى ابو عبد الله بن مروان و خطيب ابو على بن الحجاج مأمور شده بودند كه موارد اتهام را برشمرند . صاحب التكمله نمىگويد كه ابن رشد در برابر اين اتهامات چه عكس العملى داشته است ظاهرا از خود دفاع كرده و اسناد اتهامات خود را مردود شمرده است .
درهرحال حكم به محكوميت فيلسوف صادر شد و خليفه مقرر نمود كه از قرطبه اخراج شود و در شهر اليسانه « 2 » ( يا اللسانه ) در جنوب قرطبه در نزديكى رود شنيل در بند كشيده شود . اين شهر از ساليان دراز جايگاه يهوديان اين منطقه از اندلس بود .
بخصوص در ايام دولت بنى باديس صاحبان غرناطه ، شهرى آبادان بوده است . گويند از آن جهت او را در اين شهر حبس كردند تا به بنى اسرائيل منتسبش سازند ، زيرا در ميان قبايل اندلس نسبى شناخته شده نداشت . البته خليفه كه حكم به تبعيد او داد به سبب رعايت سن و وضع جسمانىاش بود . زيرا فيلسوف در اين روزها سال عمرش از هفتاد درگذشته بود . حكم تبعيد ديگر شاگردان و ياران او هم به ديگر شهرها صادر شد . پس از ابن رشد ، مبرزترين اين تبعيدشدگان ابراهيم الاصولى بود سپس فرمان شد كه همه كتابهايشان مصادره شود و در هرجا كه از آنها بيابند برفور بسوزانند .
دربار موحدى بدين بسنده نكرد . خليفه ابو يوسف يعقوب ، منشورى به انشاى كاتب خود ابو عبد الله بن عياش به مراكش و ديگر شهرهاى مغرب و اندلس فرستاد ، بدين مضمون :
هامش
( 1 ) . الذيل و التكمله ، مجلد پنجم ، مخطوط موزهء بريتانيا ، صاحب البيان المغرب نيز آن را به اختصار آورده است .
ص 202 .
( 2 ) . به اسپانيايىanecuLو نيز رجوع كنيد به الادريسى ، وصف المغرب و الاندلس ( چاپدوزى ) ص 205 .