كتب فلسفى خويش را تأليف كرده بود كه بيشتر آنها شروح يا تلخيص كتب ارسطو بود .
همچنين در طب نيز آثار بسيار دارد كه بيشترشان تلخيص و شروح كتب جالينوس است . از جمله آثار او شرح ارجوزهء شيخ الرئيس ابن سيناست در طب . ابن رشد خود در طب كتابى نوشت به نام « الكليات » و همهء ابواب كلى و اصلى اين علم را در آن آورده است ، اين كتاب در برابر كتاب التيسير ابو مروان عبد الملك بن زهر است كه به شرح جزئيات پرداخته است . جز اينها او را كتابهايى است در اصول و فقه و كلام و حكمت و منطق . شمار تصانيف او در علوم مختلف به هفتاد كتاب و رساله رسيده كه همه در مشرق و مغرب اشتهار دارند . بسيارى از كتابهاى ابن رشد بويژه آنهايى كه در شرح فلسفهء ارسطو است به زبان لاتينى ترجمه شده و همين كتابهاست كه براى او در ميان متفكران اروپايى مكانتى عظيم به وجود آورده است .
خليفه ابو يوسف يعقوب المنصور چون پدرش مردى عالم بود و همواره جمعى از برگزيدگان علما و متفكرين را در نزد خود داشت ، به جدل و مناقشات فلسفى عشق مىورزيد . مجالس مخصوصى تشكيل مىداد تا به آراء ابن رشد و شروح او گوش فرا دهد . از مباحث مورد علاقهء او رابطهء ميان دين و فلسفه بود . چيزى كه ابن رشد بعدا رسالهء « فصل المقال فيما بين الشريعة و الحكمة من الاتصال » را در آن باب تأليف كرد .
فيلسوف در اين هنگام بيشتر اوقات خود را در دربار موحدى در نزد خليفه مىگذرانيد .
خليفه نيز گرامىاش مىداشت بدان حد كه او را در كنار خود مىنشاند و جايش را فرادست مشايخ موحدين قرار مىداد . جاى شگفتى است كه ابن رشد با چنين مقام علمى و آن همه تكريم و تعظيم كه از او به عمل مىآمد از ظاهرى آراسته آنسان كه در خور آن مقام علمى باشد برخوردار نبود . قاضى ابو مروان الباجى در وصف او گويد :
قاضى ابو الوليد ابن رشد مردى خردمند بود و صاحب انديشهاى و الا . و هرچند جامهاش ژنده بود ، روحى نيرومند داشت .
تقدير چنان خواست كه در آن مدت كه المنصور در قرطبه فرود آمد فيلسوف مورد خشم او قرار گيرد . ابن رشد همراه با خليفه به اندلس بازگشته بود و در سراى خود در
تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي ) — صفحة 168
مساهمون: عبد المحمد آيتى
ص١٦٨