و تاكستانها و باغها را نابود كرد . بويژه « منيه » شهرك زيبا و خرم آن را . اين منيه از آن بنى ذو النون بود كه به دست مسيحيان افتاده بود و همچنان بر جاى و بر پاى بود تا به دست موحدين ويران و نابود شد . موحدين چند روز در اطراف طليطله ماندند . و جز سوختن و ويران كردن آباديها كارى نكردند . « 25 »
المقرى از نبرد طليطله روايتى دارد كه پذيرفتن آن دشوار مىنمايد . خلاصه آنكه چون خليفه ابو يوسف يعقوب المنصور طليطله را محاصره كرد و زير ضربات منجنيق گرفت و نزديك شد كه شهر سقوط كند ، مادر آلفونسوى هشتم پادشاه قشتاله و دختران و زنان او به نزدش آمدند و گريان و تضرعكنان خواستند كه بر ايشان و مردم شهر ببخشايد . المنصور به رحم آمد و از فروكوفتن شهر بازايستاد و آنان را مال بسيار بخشيد و به اكرام تمام بازگردانيد . « 26 »
در ايامى كه موحدين در اراضى قشتاله مىجنگيدند پادشاه ليون آلفونسوى نهم نزد خليفه المنصور كس فرستاد و از او خواست بخشى از قواى خود را به يارىاش فرستد تا از سمتى ديگر به قشتاله تازد . المنصور بپذيرفت . پادشاه ليون با همدستى جمعى از سپاهيان موحدى از ناحيهء تييراد كامبوس به اراضى قشتاله تاخت . روايات مسيحى حاكى است كه موحدينى كه با او بودند همه كليساها و ديرهاى قشتاله را با نهايت قساوت ويران كردند و سپاهيان ليون مزارع را نابود نمودند . آلفونسوى نهم در اين پيكار به شهر كريون رسيد . در همان روزها سانچو پادشاه ناوار هم بخش ديگرى از اراضى قشتاله را كه در نزديكى او بود مورد حمله قرار داد و سريه را بگرفت و در آن منطقه دست به كشتار و تاراج زد .
خليفهء موحدى پس از اين فتوحات ، پيش از آنكه سپاهيانش از جهت آذوقه و علوفه در تنگنا افتند به سوى جنوب در حركت آمد . و در اوايل رمضان سال 592 ه به اشبيليه وارد شد . اين سفر جنگى سه ماه مدت گرفت .
هامش
( 25 ) . الرسالة الموحديه ، الخامسه و الثلاثون ، ص 336 و 337 ، البيان المغرب ، ص 199 .
( 26 ) . نفح الطيب ، ج 2 / ص 207 .