به هنگام اقامتش در اشبيليه به دو كار پرداخت . يكى نظر كردن در كار عمال و هزينهها و درآمدها و به حساب كشيدن مسئولان اين امور و مجازات و مصادرهء كسانى كه مرتكب تخلف و اختلاس شده بودند . دوم آماده شدن براى جنگ بعدى و برآسودن سپاه .
در مورد نخست ابو سليمان داود بن ابى داود را به محاسبه كشيد و پس از شش ماه رسيدگى به حسابهايش صد و پنجاه هزار دينار بر ذمهء او ثابت شد . خليفه به مصادرهء اموالش بسنده كرد و خونش را نريخت . در همان وقت به حساب ابو على عمر بن ايوب هم رسيدگى كردند ، مقدار كثيرى بر ذمهء او ثابت شد . چون از اداى آن عاجز آمد او را نيز با ابو سليمان به زندان فرستاد . .
چون فصل زمستان به پايان آمد فرمان بسيج سپاه داد . طوايف و قبايل مختلف به اشبيليه روى نهادند ، آنسان كه شهر را گنجاى آنان نبود . چون لشكر گرد آمد در بيست و چهارم جمادى الاول سال 593 / چهاردهم آوريل سال 1192 م از شهر بيرون آمد و رهسپار قرطبه شد . سال فراوانى نعمت بود و لشكريان در طول راه همه در آسودگى و راحت بودند . در قرطبه فرمان داد به گردآورى آذوقه و علوفه پردازند ، آن قدر كه تا زمان به دست آمدن محصول در اراضى قشتاله آنان را كفايت كند . « 27 »
هامش
( 27 ) . ابن عذارى البيان المغرب ، القسم الثالث ، ص 201 و 202 .