در فتحنامهء موحدين به نام « ابلتانسيه » « 21 » خواندهاند . آلفونسوى هشتم چند سال در بنا و استحكامات آنوقت صرف كرده بود . و بسيارى از مردم شمال را در آنجا اسكان داده بود . چون طلايهء لشكر موحدين آشكار شد مردم شهر گريختند و مدافعان در قلعه باقى ماندند . موحدين بر شهر مستولى گشتند و آن را ويران نمودند و مدافعان قلعه را نيز پس از نبردى سخت وادار به تسليم كردند . آنان كه مقاومت كرده بودند همه محكوم به اسارت شدند « 22 » . صاحب الروض المعطار مىگويد فرمانده قلعه را با صد و پنجاه تن از اعيان مسيحيان گرفتند و براى خدمت در جامع كبير با ديگر اسيران نبرد الارك به سلا فرستادند . « 23 » در روايات مسيحى آمده است كه اسقف و راهبان و جمعى از مسيحيان را كشتند .
موحدين حركت خود را بهسمت مشرق ادامه دادند تا به شهر طلبيره بزرگترين شهرهاى ولايت طليطله ، روند . در اراضى قشتاله همچنانكه مىرفتند ويران مىكردند و مىكشتند و اسير مىكردند . چون به طلبيره رسيدند همهء مزارعش را سوختند و باغها و بيشههاى اطراف را بريدند . ولى چون براى محاصرهء شهر وسائل كافى همراه نداشتند آهنگ تصرف آن ننمودند و به همين بس كردند كه سراسر حومهء شهر را به صورت بيابانى بىآب و گياه درآورند . در تمام اين احوال آلفونسوى هشتم در درون مملكت خود بود و جرأت رويارويى با موحدين را نداشت .
موحدين سپس رهسپار شمال شدند تا به مكاده « 24 » رسيدند
در آنجا نيز چنان كردند كه در طلبيره كرده بودند . سرانجام از ناحيه شمالى به سوى طليطله سرازير شدند و مسيحيان در درون شهر مستعد دفاع موضع گرفته بودند .
سپاه موحدين از شهر تاجه گذشت و بهسمت جنوبى شهر استقرار يافت . همهء مزارع
هامش
( 21 ) . در رسائل موحدين شنتقروسzurC atnaSياد شده .
( 22 ) . الرسالة الموحديه ( ياد شده ) ص 234 .
( 23 ) . الروض المعطار ، ص 13 .
( 24 ) . به اسپانيايىadeuqaMو نيز رجوع كنيد به روض المعطار ، ص 13 .