2
نبرد عظيم الارك تازه پايان گرفته بود كه ابو يوسف يعقوب المنصور افواجى از سپاهش را به اراضى قلعهء رباح فرستاد و بر چند دژ از دژهاى دشمن در اين منطقه غلبه يافت . آنگاه موحدين قلعه رباح را مورد حمله قرار دادند و پس از جنگى سخت آن را به تصرف آوردند و از شواليههاى جمعيت قلعهء رباح كه عهدهدار دفاع از آن بودند بستدند و در خلال پيكار رئيس آنان نونيودو فوينتس كشته شد . شواليهها از قلعه بيرون آمدند و به دژ شلبطره در نزديكى آن پناه بردند . اين قلعه در سال 1147 م به تصرف مسيحيان درآمده بود . المنصور فرمان داد تا مسجد جامع آن را كه به كليسا تبديل شده بود تطهير كردند و يوسف بن قادس را بر پادگانى كه در آنجا نهاد امير كرد . « 19 »
من ويرانههاى اين قلعه را ديدهام در پانزده كيلومترى شهر ثيوداد ريال است .
بر فراز تپهاى است نه چندان بلند در وسط دشتى پهناور كه كوههايى بلند آن را در ميان گرفته .
المنصور پس از آنكه غنايم را ميان جنگجويان تقسيم كرد ، رهسپار اشبيليه شد .
اين پيروزى خاطرهء تلخ شكست شنترين را از يادها بزدود . خليفه در روز سهشنبهء بيست و هفتم شعبان سال 591 ه / ششم اوت سال 1195 به اشبيليه وارد شد . فرمان داد كه به اطراف اندلس فتحنامه بنويسند . ابو الفضل بن طاهر بن محشره را فرمود كه فتحنامه در غايت ايجاز باشد ، همانند آنچه در زمان صحابه مىنوشتند . هيئتهايى بسيار از اطراف براى تحيت و تهنيت برسيدند و شاعرانى چون ابو العباس الجراوى شاعر دربار موحدى و على بن حزمون شاعر اندلسى از مردم مرسيه قصايد خود در برابر او خواندند .
المنصور فرمان داد كه سپاهيان همچنان مهياى نبرد باشند تا هرگاه آنان را فراخواند برفور حاضر آيند . زمستان را در اشبيليه ماند و به حصن الفرج واقع در جنوب غربى شهر بر كرانهء ديگر رود وادى الكبير نقل كرد . خليفه اين دژ را دوست مىداشت .
هامش
( 19 ) . الروض المعطار ، ص 163 .