تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي ) — صفحة 158

مساهمون:

ص١٥٨
خونها ريخته شد و از مقدمه سپاه قشتاله شمار كثيرى به قتل رسيد . عاقبت قشتاليان واپس نشستند و به لشكرگاه خويش بر فراز تپه بازگرديدند و نشانه‌هاى هزيمت در لشكر قشتاله آشكار گرديد « 9 » . ولى صاحب البيان المغرب كه به ظن قوى از ابن صاحب الصلاة مورخ معاصر موحدين روايت كرده ، مىگويد كه قشتاليان نخست به جناح چپ موحدين حمله كردند . چون آثار هزيمت در اين جناح پديدار شد خليفه ابو يوسف يعقوب از موضع خود در ساقهء لشكر بشتافت و به جناح چپ آمد . آمدن او سبب پايدارى لشكر شد . آن‌سان كه جماعت بسيارى از قشتاليان را كشتند و در نهايت آنان را مجبور به فرار ساختند . نبرد از چاشتگاه تا شامگاه ادامه داشت . جمع كثيرى از مسيحيان بر خاك هلاك افتادند . پادشاه قشتاله توانست با بيست سوار بگريزد و شبانه خود را به طليطله رساند . بقاياى لشكر به دژ الارك پناه بردند . « 10 » . از گفته‌هاى صاحب روض القرطاس برمىآيد ، كه آلفونسوى هشتم پادشاه قشتاله و سپاهش پس از هزيمت به سوى آن تپه گريختند . قواى موحدين راه بر آنان بگرفتند . بار ديگر به دشت آمدند اين‌بار عربها و متطوعين و هنتاته و غزان و تيراندازان راه آنان را بستند و تا آخرين نفر آنان را كشتند . چون امير المؤمنين خبر يافت فرمان داد بر طبلها بكوبند و علمها را بگشايند . پيشاپيش علمها علم سفيد خلافت بود . لشكر موحدين در پيش و ديگر لشكرها از پى آن بر قشتاليان تاختن آوردند . پادشاه قشتاله چون بانگ طبلها و آواز بوقها را شنيد ، نخست خواست تا با باقى لشكرش وارد كارزار شود ولى چون قشتاليان عظمت آن سپاه بديدند بگريختند . سواران مسلمانان از پى ايشان تاختند . جمعى را كشتند و جمعى را به اسارت گرفتند . مسلمانان به اين پندار كه آلفونسو به درون دژ ارك پناه برده ، دژ را محاصره كردند ولى دانستند كه از دروازهء عقب دژ گريخته است . مسلمانان دروازه‌هاى دژ را به آتش كشيدند و هرچه در آن بود از
هامش
( 9 ) . روض القرطاس ، 149 ، 150 . ( 10 ) . ابن عذارى البيان المغرب ، القسم الثالث ، ص 194 و 195 .