تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي ) — صفحة 137

مساهمون:

ص١٣٧
را كشتند يا اسير كردند . آلفونسو از آنجا لشكر به ام غزاله برد . مردم شهر را پيشاپيش خالى كرده بودند . آنگاه به ربيبه راند و بر آن مستولى شد بيشتر مردمش را كشت و باقى را اسير كرد همچنين قلعهء جابر و دژ شلير را تصرف كرد . اين واقعه در ماه جمادى الاخر سال 585 ه / اوت سال 1189 م اتفاق افتاد . « 6 » پادشاه قشتاله پس از اين پيروزيها به طليطله بازگرديد .

1

اين حوادث را در روحيهء خليفه ابو يوسف يعقوب المنصور تاثيرى عميق بود . تا از وقايع اندلس آگاهى يافت بسيج لشكر كرد كه به اندلس رود و جهاد از سر گيرد . اين بار بيشتر اتكايش به نيروهاى متطوعين ( داوطلبان ) بود . چهاردهم ماه ذو الحجهء سال 585 ه / بيست و سوم ژانويهء سال 1190 م پس از آنكه نامه‌هايى به اشبيليه و ديگر شهرهاى اندلس نوشت و از مردم آن بلاد خواست كه آماده پيكار دشمن و يارى لشكر او باشند از مراكش بيرون راند و به رباط الفتح رفت تا سپاه گرد آيد . چون كارها ساخته آمد و لشكر از آب بگذشت خود در روز يك‌شنبهء بيست و سوم ماه ربيع الاول سال 586 ه / 1190 م شراع بگشود و در جزيرهء طريف پاى بر خشكى نهاد . . در آنجا هيئتهايى از شهرها برسيدند و بعضى از ظلم عمال او شكايتها كردند . ابو يوسف يعقوب در چنين موقعيتى به اين كار نپرداخت و رسيدن به شكايات را به بعد موكول كرد . خليفه از طريف به اركش و از آنجا به قرطبه رفت . در آنجا السيد يعقوب بن ابى حفص والى اشبيليه را با لشكرش فراخواند و فرمان داد همه جنگجويان عرب و بربر را از غرناطه و غير آن و نيز هركه از قبايل صنهاجه و هسكوره در آمدن تأخير ورزيده و همه متطوعين و مجاهدين را با خود بياورد . چون اينان برسيدند رهسپار شلب گرديد ( در
هامش
( 6 ) . ابن عذارى البيان المغرب ص 175 و 176 .
تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي ) — صفحة 137 | عبد المحمد آيتى / محمد عبد الله عنان