اراضى تازهاى را از حوالى سموره و طور در برابر خوددارى از همدستى با شورشيان از خواهر خود بستد . اما تريسا نيز مانند خواهرش از نظر اخلاقى در انحطاط بود .
ديديم كه روابط عاشقانهء او با كنت فرناندو بيرث و واگذار كردن امور ملك به دست او سبب خشم ملت پرتغال شد تا عاقبت آلفونسو ريمونديس او را فرمانبردار خود ساخت و پرتغال را مجبور كرد كه امير خردسال آلفونسو هنريكيز را به رسميت بشناسد و آن امير را تحت حمايت خويش درآورد .
در خلال اين احوال تريسا توانست براى مقاتله با مسلمانان خود را مهيا سازد . مهمترين جنگ او با مرابطين حملهء امير المسلمين على بن يوسف به قلمريه مركز مملكت او بود . امير المسلمين قلمريه را محاصره كرد و بدان داخل شد . اين حمله در ماه ژوئن سال 1117 م / 511 ه اتفاق افتاد . ولى مرابطين قلمريه را نگاه نداشتند بلكه آنجا را ترك كردند و به اشبيليه بازگرديدند . و ما قبلا در اين باب به تفصيل سخن گفتهايم .
سالى چند كه گذشت مردم از حكومت آن شهزاده خانم بىبندوبار به جان آمدند و چشمها متوجه آلفونسو هنريكيز گرديد كه در سال 1124 م تازه به چهارده سالگى رسيده بود و بر وفق رسوم و سنن زمان راه و رسم سلحشورى و جنگاورى آموخته بود . آلفونسو ريمونديس اجازهاش داد كه زمام ملك به دست گيرد . مردم پرتغال امير جوان خود را سخت دوست مىداشتند ، زيرا به صفات و سجايايى حميده چون شجاعت و پرهيزگارى و نرمخويى و توقير روحانيان موصوف بود . آلفونسو ريمونديس دريافت كه اكنون هنگامى است كه او را پيش اندازد و خود زمام امور مملكت او بر دست گيرد . سرانجام اشراف و كشيشان براى تحقق اين آرزو تدبيرى انديشيدند و جمع كثيرى از ياران را به گرد او جمع كردند و برضد مادر خودكامهاش دست به حمله زدند . تريسا با ياران خود در سنت مايميتى در نزديكى جويمرانس مصاف دادند ، مادر شكست خورد و به اسارت درآمد و براى كيفر لغزشهايش به زندان گرفتار آمد . دوست او يا شوى او كنت فرناندو بيرث از مملكت تبعيد گرديد .
همراه او جمع كثيرى از يارانش نيز رهسپار تبعيدگاه شدند . امير جوان آلفونسو هنريكيز به امارت پرتغال رسيد . اين واقعه در سال 1128 م اتفاق افتاد و امير جوان هجده ساله بود .
تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي ) — صفحة 539
مساهمون: عبد المحمد آيتى
ص٥٣٩