دختر باكرهاى شريف را غصب كند مجازاتش اعدام است اما اگر آن دوشيزه از اشراف نباشد كسى كه به او تجاوز كرده بايد او را به زنى گيرد .
تعيين ميزان عقوبت ضرب و جرح با قاضى است و هركس به يكى از قضات به زدن يا دشنام دادن اهانت كند بايد او را به آتش داغ كنند يا پنجاه قطعهء طلا يا چيزى معادل آن جريمه نقدى دهد .
بدينسان در مجلس لاميگو اساس مملكت جديد پرتغال نهاده شد . جايى كه از يك كنتنشين ساده به صورت كشورى مهم درآمد و در تاريخ اسپانياى مسيحى جاى خود بگشود و از اين پس در پيكارهاى مستمر و خونين اسپانياى مسيحى يا اسپانياى مسلمان سهم بهسزايى دارد .
آلفونسو هنريكيز جماعات شواليههاى دينى را كه به اهميت ايشان در نبرد با مسلمانان پىبرده بود ، از نظر دور نداشت . طلايههاى شواليههاى داويه و شواليههاى قديس يوحنا ، پيش از اين آشكار شده بودند و در بسيارى از نبردهايى كه ميان پرتغاليها و مسلمانان درگير شده بود شركت كرده بودند .
در سال 1158 م آلفونسو هنريكيز جمعيت دينى جديدى به نام جمعيت جنگجوى جديد
aitiliM avoN
تأسيس كرد و براى آن آييننامهاى چون آييننامهء شواليههاى قلعه رباح تنظيم كرد . شعار اين جمعيت جهاد در راه دين مسيح بود .
اينان مىبايست در نبرد با مسلمانان هيچ فرصتى را از دست ندهند و ازدواج نكنند . دون پدر و برادر پادشاه به رياست اين جمعيت برگزيده شد . در سال 1166 م اين جمعيت توانست به سردارى سوار حادثهجوى جيرالدو ( سمبافور ) بريابره استيلا جويد . ازاينرو به شواليههاى يابره و پس از چندى به شواليههاى اويس معروف شدند . سبب ناميده شدنشان بدين نام از سال 1211 م بود كه آلفونسوى دوم قلعهاى به اين نام را به آنان واگذاشت .
پادشاه آلفونسو هنريكيز بنيانگذار مملكت پرتغال در روايت عربى صاحب قلمريه يا قلنبريه ناميده شده . « 1 » زيرا قلمريه در آغاز پايتخت پرتغال بود . همچنين او
هامش
( 1 ) . ابن الابار ، الحلة السيراء ، ص 200