سه فرزند او بود .
پيش از اين گفتيم كه ساكنان لوزيتانيا يعنى ناحيهاى كه ولايت جديد پرتغال از بخش جنوبى آن تشكيل شده بود ، عنصرى خاص بودند متمايز از اسپانها .
لوزيتانيائيها يا پرتغاليهاى ولايت جديد همواره آرزو داشتند كه از جليقيه مستقل شوند . ازاينرو از همان آغاز حكومت گارسيا به سردارى زعيمشان كنت نونيومنندس برضد آن قيام كرده بودند ولى در برابر سپاه جليقيه به هزيمت رفتند . و نونيو زعيمشان در سال 1071 م كشته شد و ولايات شورشگر تسليم سرنوشت خود شدند و امرا و حكام آن پىدرپى از سوى پادشاه قشتاله تعيين مىشد .
اين سخنى بود از اوضاع تاريخى و جغرافيايى پرتغال . اما از جنبهء سياسى چون آلفونسوى ششم طليطله را تصرف كرد و مرابطين ، به اسپانيا درآمدند و لشكرهاى متحد اسپانيا در نبرد زلاقه به سال 479 ه / 1086 م شكست خوردند بسيارى از شواليهها و اشراف فرانسه به نداى آلفونسوى ششم به اسپانيا شتافتند تا برادران دينى خود را در برابر آنچه خطر جديد اسلامى مىخواندند يارى دهند .
اين خطر چيزى جز ظهور مرابطين در صحنهء سياست اسپانيا نبود . از اين مجاهدين كه به اسپانيا آمدند دو تن از اشراف بورگنى بودند : كنت ريمون بورگنى و كنت هنرى دولورين و هر دو به يكى از شاخههاى خاندان كاپه پادشاهان فرانسه انتساب داشتند . اين دو در خدمت آلفونسوى ششم و يارى به او اهتمام بسيار نشان دادند .
ازاينرو آلفونسو خواست آن دو را پاداش نيك و بسزا دهد . پس دختر خود اوراكا را به كنت ريمون داد و چون كنت ريمون در نبرد با مسلمانان در پرتغال دلاوريها نموده بود و شنترين و اشبونه و شنتره را در سال 1093 م از آنان گرفته بود ، او را حاكم اين ولايت قرار داد . همچنين دختر غيرشرعى خويش تريسا را كه مادرش خمينا نونيز رفيقهاش بود ، به پسر عم كنت ريمون ، كنت هنرى داد .
اندكى بعد در سال 1094 م كنت ريمون بمرد . او از اوراكا صاحب پسرى شد به نام آلفونسو و اين همان است كه بعدها امپراطور آلفونسو ريمونديس نام گرفت . پس از او خويشاوندش كنت هنرى فرمانرواى پرتغال شد .
ولايت پرتغال در اين روزها شامل منطقهء ميان رودمنيو ( منديگو ) و نهرتاجه تا پايان مصب آن بود و داراى چند شهر بزرگ چون براجا و بورتو و قلمريه
تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي ) — صفحة 537
مساهمون: عبد المحمد آيتى
ص٥٣٧