جغرافيائى و ساحل پهناور آن ، مكمل قدرت آراگون بود و اهميت آن بيش از ناوار بود . سير حوادث در قطلونيه و آراگون نسبت به مبارزه برضد مسلمانان يكسان بود و هر دو يك هدف واحد را تعقيب مىكردند و آن پايان دادن بر سلطهء مسلمانان بر سرقسطه بود . قطلونيه در پيكار سهم آشكارى داشت . مخصوصا از سال 1092 كه امير آن رامون برنگر سوم معروف به كبير به حكومت رسيد اين فعاليت بيشتر شد . كنت رامون با پيمان اتحادى كه با كنت ارقله و كنت باليارش و كنت اربونه و غير ايشان از امراى مجاور بست ، بنيهء نظامى خود را افزايش بخشيد . چون ابن الحاج والى مرابطين در سرقسطه ، در سال 508 ه / 1114 م به غزاى قطلونيه لشكر برد ، ناگهان قواى كنت رامون و همپيمانانش در جبال قطلونيه راه بر او گرفتند و جنگ خونينى درگرفت كه ابن الحاج و بيشتر سپاهيانش به قتل رسيدند . « 1 » در اين هنگام امير المسلمين يوسف بن تاشفين ابو بكر بن ابراهيم والى مرسيه را با سپاهى گران به قطلونيه فرستاد . ابو بكر در آنجا كشتار بسيار كرد و برشلونه را محاصره نمود .
امير برشلونه كنت رامون و فرنگان همپيمانانش بيرون تاختند . ميان دو سپاه جنگى صعب درگرفت . مرابطين بىآنكه نتيجهء مهمى به دست آورند ، بازگرديدند .
در سال 1112 م كنت رامون ، پس از مرگ زن اولش با دونيا دولثيا وارث ولايت پرووانس در فرانسه ازدواج كرد . پيوستن اين ولايت متمدن ديرينه سال به امارت قطلونيه اثرى عظيم در تمدن و پيشرفت فكرى آن داشت . همچنين چند امارت كوچك ديگر در آن سوى جبال پيرنه خواه به سبب مرگ صاحبان آنها خواه با توافقنامههايى به قطلونيه پيوست . بدينگونه مملكت قطلونيه وسعتى شايان يافت .
كنت رامون برنگر سوم در سال 1114 م لشكركشى بزرگى به جزاير شرقى از متصرفات مسلمانان ، نمود . جمهوريهاى پيزو و جنووا در اين لشكركشى او را يارى كرده بودند . سال بعد بر ميورقه استيلا يافت ولى امير المسلمين على بن يوسف
هامش
( 1 ) . پيش از اين گفتيم كه ابن عذارى مىگويد ابن الحاج در اين جنگ كشته نشد بلكه يك سال بعد در نبرد مرابطين و قشتاليان در نزديكى قرطبه ( 509 ه ) كشته شد . رجوع كنيد به ص 83 همين كتاب .