تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي ) — صفحة 515

مساهمون:

ص٥١٥
آلفونسوى محارب دو سه روز پس از آنكه زخم برداشت ديده از جهان بربست . پىآمد مرگ او همان تقسيم شدن مملكت بزرگ آراگون و ارتقاء راهب راميرو به تخت سلطنت آراگون و به دست آوردن ناوار بود و استقلال عظيم خود را . سپس ازدواج برنگر چهارم امير قطلونيه با شاهزاده خانم خردسال پترونيلا دخت راميرو پيش آمد و انضمام مملكت آراگون به قطلونيه پس از كناره جستن راميرو از تخت پادشاهى و بازگشتش به عزلت دير و قيام مملكت قطلونيه و آراگون كه با هم متحد شده بودند به يارى پادشاه قشتاله و تأييد او و موافقتهايى كه به چنگ آمد . اين حوادث در سال 1137 م اتفاق افتاد .

3 - جنگهاى قيصر آلفونسو ريمونديس

مملكت قشتاله در عهد پادشاه جوان خود آلفونسو ريمونديس يا آلفونسوى هفتم مملكتى مقتدر و نيرومند بود . در عهد جدش آلفونسوى ششم نيز بر همين حال بود . پادشاه ، چون مملكت او را صافى شد و تاج امپراطورى بر سر نهاد ، نخست كسانى را كه ساز مخالفت سر مىدادند و سر از چنبر فرمان بيرون كرده بودند ، از ميان برداشت . ناوار و پرتغال از اين قبيل بودند زيرا هر دو خواستار استقلال بودند و از اعتراف به سلطنت او سر باز مىزدند . پرتغال بخصوص در آغاز اميرنشينى حقير بود كه در سايهء حمايت مملكت قشتاله بزرگ شد و به مساعى تريسا به جائى رسيد كه در برابر قشتاله ايستاد و اراضىاش را مورد حمله قرار داد و كم‌كم بر وسعت خاك خود افزود . آلفونسو هنريكيز پادشاه پرتغال پسر تريسا بود . او نيز مانند مادرش در برابر سلطهء قشتاله ايستادگى مىكرد و مىكوشيد تا استقلال كشورش را حفظ نمايد . آنچه سبب دل مشغولى آلفونسو ريمونديس شده بود ، پيوستن پادشاه قشتاله به شورشيان جلالقه بود و تجاوز او به همدستى ايشان بر اراضى جليقيه . يكى از اين گونه وقايع حادثه‌اى بود كه در اوايل سال 1137 م هنگام شورش دو تن از اشراف جليقيه گومث نونيو و ردريكو بيريث فيوزو كه بر توى فرمان مىراندند اتفاق افتاد . آن دو توى را به پادشاه پرتغال تسليم كردند و پادشاه پرتغال علاوه
تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي ) — صفحة 515 | عبد المحمد آيتى / محمد عبد الله عنان