و قشتاله تغيير كرد . از اين قرار كه پادشاه قشتاله آلفونسو ريمونديس شاهزاده خانم برنجيلا دخت كنت رامون برنگر سوم را در سال 1128 م به زنى گرفت . اين امر هم در تقويت قطلونيه مؤثر بود و هم رابطهء قطلونيه و قشتاله را استحكام بخشيد . كنت رامون در اين ايام پير شده بود و چون ديگر پيران به زهد و پارسائى گراييده بود .
و به اصول و مبادى شواليههاى معبد ( داويه ) گردن نهاده بود . بعضى از بزرگان داويه در همان نزديكى از مشرق برشلونه آمده بودند تا شاخهاى از آن جماعت را در قطلونيه به وجود آوردند . كنت ، مقدم ايشان گرامى داشت و دژ جرافينا را در نزديكى لارده به آنان سپرد ، باشد كه اين شواليهها او را به گرفتن شهر از دست مسلمانان يارى نمايند . سپس كنت پس از اندك زمانى در سال 1131 درگذشت .
مدت فرمانروائيش بر قطلونيه حدود چهل سال بود .
كنت رامون برنگر سوم بزرگترين امراى اين خاندان بود كه زمانى دراز بر قطلونيه حكومت كرده بودند . قطلونيه كه امارتنشين كوچكى بود ، كمكم وسعت گرفت و بازرگانىاش شكوفا شد و صاحب ثروت و آسايش گرديد در اين زمان از يك جنبش فكرى و حضارى برخوردار بود . به هنگام وفات كنت رامون برنگر مملكت قطلونيه شامل ولايات برشلونه و ويش ، و مزيسه و جيرنده ( جيرونه ) و سردانيه و قرقشونه و پرووانس شده بود و حدود غربى آن تا ريبا گورسا گسترده شده بود .
در امارت قطلونيه و ديگر متصرفاتش پسرش امير رامون برنگر چهارم به جاى پدر نشست . البته ولايت پرووانس به پسر دومش برنگر رامون واگذار شد .
امير جديد در كفايت و عزم و لياقت همتاى پدرش بود و به همان راه پدر مىرفت .
كار خود را از تحقق بخشيدن به انديشه پدر در مورد تأسيس جمعيت شواليههاى معبد ( داويه ) در قطلونيه آغاز كرد . و با تشكيل يك مجلس دينى به رياست مطران اولاجير به آن رسميت بخشيد . در سال 1133 م شواليهها را به دژ بربيره در جبال براديس مشرف بر لارده و طرطوشه جاى داد . ما در آتيه در پيرامون قيام اين گروه جنگجوى دينى در اسپانيا ، سخن خواهيم گفت .
سال بعد ، يعنى در سال 1134 م / 528 ه نبرد افراغه ميان مرابطين و آلفونسوى محارب در پاى باروهاى افراغه درگرفت . در اين نبرد مسيحيان درهم شكستند و
تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي ) — صفحة 514
مساهمون: عبد المحمد آيتى
ص٥١٤