دور مىساخت و كسانى را كه مورد اعتمادش بودند به برترين مناصب دولتى فرا مىبرد . آلفونسو خشمگين شد و تصميم گرفت كه نگذارد ذرهاى از حقوق او به عنوان يك پادشاه كاسته شود . لافونته مىگويد : « آن دو بدون هيچ علاقه و محبتى با يكديگر زناشويى كردند . امير آراگونى بيشتر يك سپاهى خشن بود تا يك شوهر نرمخوى مهربان و ملكه اوراكا نيز در بعضى از اعمال خارجى خويش آنچنانكه بايد رعايت حزم و دقت نمىنمود و اين بدان انجاميد كه پادشاه زن خود را بىاعتبار انگارد و با او بدرفتارى كند آن هم نه تنها به زبان بلكه به عمل ، چنان كه گاه او را سيلى مىزد و گاه زير پاى فرو مىكوفت . اسقفهايى كه از اين ازدواج در آغاز خشنود نبودند وقتى كه ملكه را در چنين وضع اهانتبارى يافتند ، راهى جز طلاق در پيش پايش ننهادند . ملكه نيز به سخن آنان گوش داد ، زيرا علاوه بر آنكه از شوى خود در رنج بود در صحت اين ازدواج نيز شك داشت . و از ديگر سو علاقه داشت كه با كنت گومث دوكاند سبينا ازدواج كند . اين كنت از زمان حيات پدر اوراكا ، به دو عشق مىورزيد و ميان آن دو روابطى ريبتآميز برقرار بود . » « 1 »
1
جنگ مشهور داخلى از اينجا آغاز شد . اين جنگ سالها به دراز كشيد و اسپانياى مسيحى پارهپاره شد . عامل اين شقاق و خونريزى آلفونسو پادشاه آراگون و اوراكا ملكهء قشتاله بود .
آلفونسو پادشاه آراگون از نخست مىدانست كه زنش تا چه حد رياكار و خدعهگر است . همچنين از نظر اخلاقى نيز دربارهء او حرفهايى زده بودند . دفاع از طليطله را وسيله قرار داد و در بيشتر قلاع قشتاله و شهرهاى بزرگ آن پادگانهاى آراگونى تأسيس كرد . حتى از محاصرهء ملكه در قلعه كاستلار به سال 1110 به بهانهء اينكه به آتش شورش و عصيان دامن مىزند ، خوددارى نورزيد و با
هامش
( 1 ) .. 712 . P . III . T , anapsE ed lareneG airotsiH : etneufaL . M