تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي ) — صفحة 489

مساهمون:

ص٤٨٩
خود از اين وقايع ياد كرديم - آلفونسو بعد از اين ضربت اندك زمانى زنده بود و در 29 ژوئن سال بعد در سن هشتاد سالگى بمرد . مدت پادشاهىاش چهل و چهار سال بود و او را در دير ساهاگون دفن كردند . پيش از اين از اعمال و اصلاحات داخلى آلفونسوى ششم سخن گفتيم و گفتيم كه جامعهء قشتالى در عصر او تكوين يافت . در عصر او نفوذ پاپ آشكارتر گرديد و رياست روحانى او بر سلطنت اسپانيا سايه افكند . اين مطالب را در جلد دوم آورده‌ايم و لزومى به تكرار آن نيست . آنچه موردنظر ماست مسئلهء وراثت اوست . مىدانيم كه آلفونسوى ششم بدون آنكه جانشينى معين كرده باشد درگذشت زيرا پسر و جانشين او سانچو در جنگ كشته شده بود . از خصوصيات عهد آلفونسو اين بود كه بسيارى از شواليه‌هاى فرانسوى كه در آنها روحيهء صليبى بود ، به اسپانيا آمده بودند تا با قواى قشتاله در نبرد با مسلمانان شركت جويند . در اين ميان دو تن از اشراف و از خويشاوندان نزديك ملكه كنستانس زن اول آلفونسو نيز بودند . اين دو يكى كنت ريمون از اهالى بورگنى بود و ديگرى پسر عم او كنت هنرى بود . اين دو در بسيارى از نبردهاى آلفونسو با مسلمانان ، در كنار او بودند و دليريها نموده بودند . آلفونسو به پاداش خدمتشان ، در سال 1092 م دو دختر خود اوراكا و تريسا ( ترزا ) را به آن دو به زنى داد . كنت ريمون شوى اوراكا شد . اوراكا دختر قانونى شاه و از زنش ملكه كنستانس بود . كنت هنرى شوى تريسا گرديد . تريسا دختر غيرقانونى آلفونسو بود ، از رفيقه‌اش خمينا نونيس . آلفونسو امارت ولايت جليقيه را به اوراكا و ريمون داد و امارت اراضيى را كه در ولايت لوزيتانيا ( شمال پرتغال ) از مسلمانان گرفته بود به تريسا و كنت هنرى ارزانى داشت . اين اراضى بعدها مهد قيام مملكت پرتغال گرديد . بدين‌گونه نفوذ فرانسويها در شئون سياسى قشتاله راه يافت درحالىكه پيش از اين شئون دينى آن تحت تأثير راهبان دومنيكن و عميد ايشان مطران برنارمطران طليطله و رئيس كليساى اسپانيا درآمده بود . پيش از اين گفتيم كه در قشتاله سلطنت موروثى بود . ازاين‌رو آلفونسو پس از جنگ اقليش و كشته شدن تنها فرزندش سانچو دچار مشكلى بزرگ شد ، زيرا جانشين نداشت . ولى كمى پيش از مرگش با وصيتى كه كرد ، بگونه‌اى آن