درحالىكه شايسته آن نيستند . همچنين نبايد كسى حق داشته باشد كه مسلح در شهر حركت كند . « 1 » زيرا سبب فساد مىشود . مخصوصا بربرها كه اين قوم چون خشمگين شوند شمشير برمىكشند ، يا طرف را مىكشند يا مجروح مىكنند . بردگان و حشم فرضا هم بخواهند لثام ببندند بايد نشانهاى داشته باشند يا لثامشان به گونه باشد كه شناخته شوند . اگر حكومت را توانايى اجراى اين امر باشد در آن خير كثيرى نهفته است . و نيز واجب است به جاى سلاح كشنده اگر بخواهند تازيانه يا زوبين كوچكى با خود حمل كنند » . « 2 »
از اين عبارت برمىآيد كه حشم و بردگان تابع حكام و سيدهاى مرابطين با بستن لثام خود را به شكل مرابطين درمىآوردند و بر مردم ستم مىكردند همچنين حكايت از آن دارد كه يك سرباز بربر چون به خشم مىآمده به راحتى يكى را مىكشته يا مجروح مىكرده است .
در اينجا شكى باقى نمىماند كه حكومت مرابطين اندكاندك بر فشار خود بر مردم اندلس مىافزوده است . مخصوصا از آن هنگام دولت مرابطى در مغرب ، پس از پيدا شدن محمد بن تومرت دستخوش پريشانى گرديد ، حكام مرابطين در شهرهاى مختلف اندلس روش مستبدانهترى در پيش گرفتند . البته نشانههاى خصومت در ميان دو فريق - مرابطين و اندلسيان سابقا به وجود آمده بود ، از نمونههاى ويژهء آن شورش مردم قرطبه برضد ايشان در سال 514 ه بود . شدت اين شورش دلالت بر كينهاى سخت داشت كه اندلسيان از مرابطين در دل داشتند . چون حكومت مراكش سرگرم فرونشاندن آتش شورش ابن تومرت شد ، ديگر نتوانست آنچنان كه بايد بر اعمال حكام اندلس نظارت داشته باشد . فرمانروايى بر آن سامان را به عهدهء حكام محلى گذاشت . از آن پس ملت اندلس احساس كرد كه زمان آن فرا رسيده كه سر از چنبر حكم بيگانه بيرون كند و اكنون كه او خود روى در تراجع نهاده است او نيز پايى بر سرش فرو كوبد .
هامش
( 1 ) . مراد شهر اشبيليه است .
( 2 ) . اين رساله به كوشش لوى پروونسال به چاپ رسيده است . ص 28 .